نصب ایربگ جانبی مرکزی در محصولات هیوندای، کیا و جنسیس


ایربگ های جانبی و پرده‌ای بیش از 20 سال پیش معرفی شده و از آن زمان تاکنون جان افراد زیادی را نجات داده‌اند.


اخیراً نوع سومی از ایربگ ها برای حفاظت از سرنشینان در زمان تصادفات از بغل معرفی شده و محبوبیت آن‌ها نیز گسترش یافته است. این نوع ایربگ ها از نوع جانبی مرکزی بوده و گروه هیوندای موتور هم پس از جنرال موتورز چنین سیستم محافظتی را معرفی کرده است. ایربگ جانبی مرکزی هیوندای به منظور پیشگیری از برخورد سر سرنشینان در زمان وقوع تصادفات از کناره‌ها طراحی شده است.


این ایربگ به فضای بین راننده و سرنشین باز می‌شود تا به این ترتیب از برخورد سر سرنشین و راننده با یکدیگر جلوگیری کند. اگر کسی در صندلی سرنشین جلو نباشد این ایربگ از راننده در برابر تصادف از سمت راست حفاظت خواهد کرد. ایربگ جانبی مرکزی در داخل صندلی راننده نصب شده و زمانی که وقوع تصادف حس شود به سرعت باز خواهد شد.


این خودروساز کره‌ای ادعا می‌کند یکی از سبک‌وزن‌ترین ایربگ های جانبی مرکزی دنیا را با استفاده از تکنولوژی خاص تولید کرده است. این تکنولوژی در عین اینکه باعث کاهش وزن و ابعاد ایربگ می‌شود قابلیت اطمینان بالایی دارد. این سیستم ایمنی جدید حدود 500 گرم سبک‌تر از محصولات رقبا بوده و این امر به لطف طراحی ساده‌تر و وزن کمتر قطعات میسر شده است.


همچنین ابعاد کوچک‌تر ایربگ باعث می‌شود انعطاف‌پذیری بیشتری در نوع طراحی صندلی محصولات آتی وجود داشته باشد. هیوندای می‌گوید طبق انتظارات این ایربگ باعث کاهش 80 درصدی جراحات حاصل از برخورد سر راننده با سرنشین جلو خواهد شد.

با توجه به داده‌های انجمن خودروسازان اروپا، میزان آسیب ثانویه‌ی ایجاد شده توسط این نوع از تصادفات یا جراحات ناشی از برخورد متریال داخل کابین حدود 45 درصد است. این تکنولوژی در محصولات آتی هیوندای، کیا و جنسیس بکار خواهد رفت.

طرز کار سیستم لانچ کنترل و حالت برن اوت کوروت C8 جدید


همه‌ی ما با نسل جدید شورولت کوروت آشنا شده‌ایم. سرانجام این خودرو از طراحی پیشرانه وسط استفاده کرده و به گیربکس 8 سرعته دوکلاچه متصل است. به این ترتیب سیستم لانچ کنترل این خودرو جذاب‌تر از قبل بوده و به تازگی ویدئویی آموزشی از طرز کار این سیستم منتشر شده است. همچنین کوروت جدید به حالت برن اوت نیز مجهز شده که باعث گرم شدن لاستیک‌ها می‌شود.


پیش از آنکه مراحل لازم برای فعال کردن لانچ کنترل را توضیح دهیم باید گفت که همواره باید توصیه‌های ایمنی درباره‌ی این بخش را جدی گرفت.


حالا به خود لانچ کنترل می‌رسیم که چیز خاصی نداشته و اگر از دیگر محصولات شورولت مجهز به این ویژگی استفاده کرده باشید احتمالاً با آن آشنا خواهید بود. مراحل فعال‌سازی لانچ کنترل کوروت جدید به این شرح است:

  • قرار دادن گیربکس در حالت درایو و انتخاب حالت Track
  • دو بار فشار دادن دکمه‌ی ESC Off
  • مشاهده‌ی منوی مدیریت کشش پرفورمنس در پشت آمپرها
  • انتخاب یکی از 5 حالت خیس، خشک، اسپورت 1، اسپورت 2 و مسابقه
  • لانچ کنترل با تمامی حالت‌های یاد شده کار می‌کند
  • فشار دادن پدال ترمز با پای چپ و فشار دادن پدال گاز با پای راست
  • برداشتن پا از روی پدال ترمز در زمان رسیدن دور پیشرانه به 3500


برای کسب نتیجه‌ی بهتر باید لاستیک‌ها گرم شوند. این کار در کوروت جدید به‌راحتی صورت می‌گیرد زیرا این خودرو دارای حالتی است که به‌صورت غیررسمی برن اوت خوانده می‌شود. به منظور استفاده از این حالت نیازی به رفتن به تنظیمات حالت‌های مدیریت کشش پرفورمنس نیست و کافی است گیربکس را در حالت درایو قرار داده و ترمز را گرفته و هر دو پدال شیفتر روی فرمان را برای باز کردن کلاچ‌های گیربکس بکشید. سپس کافی است پدال گاز را فشار داده و در زمان آماده بودن پدال‌ها را آزاد کنید که در این حالت چرخش کنترل شده‌ی لاستیک‌ها انجام می‌شود. زمانی که احساس کردید چرخش چرخ ها کافی است فقط باید پا را از روی پدال گاز بردارید. به همین راحتی!

[دانلود ویدئو]

لذت راندن شاسی‌بلند جدید آلپینا XD3 مدل 2019


آیا ب‌ام‌و X3 را دوست داشته اما آرزو دارید که خودروی شما خاص‌تر و قوی‌تر باشد؟ خب آلپینا در این مواقع وارد میدان می‌شود. تیونر مشهور باواریایی ها این بار به سراغ شاسی‌بلند میان سایز ب‌ام‌و رفته و حاصل کار تولید XD3 جدید بوده است.


این خودرو زندگی خود را به عنوان X3 استاندارد آغاز کرده اما آن را به چیزی تبدیل کرده و که از آلپینا انتظار می‌رود. نمای جلوی خودرو پذیرای اسپلیتر عمیق‌تری بوده و در بخش عقب نیز خروج‌های اگزوز 4 تایی خودنمایی می‌کنند. رینگ‌های 22 اینچی و لاستیک‌های پهن‌تر نیز تکمیل کننده‌ی تغییرات هستند. البته رینگ‌های کوچک‌تر 20 اینچی نیز در دسترس می‌باشند.


داخل کابین XD3 یک پله بالاتر از X3 استاندارد حس می‌شود. پوشش چرمی روی بخش‌هایی همچون صندلی‌ها، فرمان و تریم درب‌ها دیده می‌شود و تریم مشکی پیانو هم ترکیب رنگی جذابی ایجاد می‌کند. رکاب‌های درب خاص آلپینا و پلاک شماره‌دار در کنسول مرکزی نیز به شما یادآوری می‌کنند که با یک X3 ساده طرف نیستید.


البته جزئیات دوست‌داشتنی بیشتری هم وجود دارد. دوخت روی فرمان خاص بوده و نیمی از آن آبی‌رنگ و نیمی سبز است. همچنین پانل‌های رنگی کوچکی در پشت صندلی‌ها دیده می‌شود. البته همانند تمامی محصولات آلپینا، مشتریان می‌توانند رنگ‌ها و تریم های گوناگونی را انتخاب کنند.

آنچه که انتظارات ما از آلپینا را تا حدی برآورده نمی‌کند پشت آمپرهای دیجیتالی است. این پشت آمپرها همانند سایر محصولات این تیونر از پس‌زمینه آبی‌رنگ استفاده می‌کنند اما تغییرات گرافیکی و اعداد آن چنگی به دل نمی‌زنند. این وضعیت در حالت اسپورت بدتر بوده و رنگ سبز روشن هماهنگی چندانی با کلیت پشت آمپرها ندارد. البته وضعیت سطح بالای کابین باعث برجسته‌تر شدن این نقیصه می‌شود.


البته تمرکز اصلی باید روی قوای محرکه باشد. XD3 از پیشرانه‌ی 3 لیتری دیزلی X3 استاندارد با اصلاحاتی سود می‌برد. آلپینا توربوی جدید را با دو نمونه‌ی جدید جایگزین کرده است. توربوی کوچک‌تر برای حذف لگ بکار رفته و نسخه‌ی بزرگ‌تر نیز قدرت بیشتری را به ارمغان می‌آورد. توربوهای جدید به همراه سیستم جذب و خنک‌کنندگی اصلاح شده منجر به تولید قدرت 330 اسب بخاری و گشتاور 700 نیوتون متری شده‌اند. آلپینا می‌گوید این قدبلند لوکس شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت 4.9 ثانیه ای دارد. این مدل به اندازه‌ی X3 M40d سریع بوده هرچند مدل‌های خارج از بازار بریتانیا دارای پیشرانه‌ای با چهار توربو بوده و قدرت و گشتاور 384 اسبی و 770 نیوتون متری دارند.


روش سرعت گرفتن این خودرو را می‌توان چیزی بین واژه‌های گول زننده و متحیرکننده دانست. پیشرانه هرگز تحت‌فشار حس نمی‌شود بنابراین شتاب گیری بدون هرگونه سختی انجام می‌شود و گیربکس 8 سرعته اتوماتیک نیز تعویض‌های نرمی داشته و در آنِ واحد به درخواست راننده پاسخ می‌دهد.


اما آیا پیشرانه‌ی دیزلی با شخصیت آلپینا همخوانی دارد؟ از نظر پرفورمنس بله اما از نظر احساس کلی‌ای که به خودرو بخشیده می‌شود چنین فکری نمی‌کنیم.


البته مصرف سوخت یک پیشرانه‌ی بنزینی با مصرف XD3 برابر نیست. این شاسی‌بلند علیرغم پرفورمنس قابل‌توجهی که دارد در هر صد کیلومتر تنها 6.4 لیتر سوخت مصرف می‌کند.

اگرچه شتاب خط مستقیم این خودرو با نسخه‌ی استاندارد X3 M40d مشابه است اما آلپینا روش ریلکس تری را برای شاسی در نظر گرفته است. دامپرها زمان جمع شدن نرم‌تر و در زمان ریباند سفت تر از X3 هستند. رینگ‌های بزرگ آلپینا شاید در شهر سواری را اندکی تحت تأثیر قرار دهند اما XD3 در کل خودرویی بسیار راحت است. این موضوع به همراه قدرت زیاد و کابینی آرام باعث شده محصول آلپینا جزو یکی از بهترین کراس اوورهای بازار باشد.

علیرغم تمرکز بیشتر روی راحتی XD3 هنوز هم در جاده‌های پر پیچ و خم حرف‌هایی برای گفتن دارد. آلپینا اقدام به بهبود سیستم چهار چرخ محرک ب‌ام‌و کرده و یک دیفرانسیل لغزش محدود را روی اکسل عقب نصب کرده تا از سواری اسپورت محصولش اطمینان حاصل کند. کشش خودرو حداقل در جاده‌های عمومی بسیار خوب بوده و فرمان نیز دقیق و بالانس شده است.

قیمت این خودرو از 57900 پوند آغاز می‌شود. با توجه به اینکه قیمت ب‌ام‌و X3 M40d از 53870 پوند آغاز می‌شود بنابراین قیمت بیشتری که برای قدرت بیشتر، ظاهر و کابین متمایزتر و… درخواست شده معقول به نظر می‌رسد. البته قیمت خودروی حاضر در تست کمی بالای 70 هزار پوند بوده که به خاطر سفارش برخی آپشن ها همچون رینگ‌های بزرگ‌تر، ترمزهای بهتر، سانروف پانورامیک و… است.


اگر به دنبال خرید ب‌ام‌و X3 M40d هستید به سختی خواهید توانست چشم روی ویژگی‌های خاص آلپینا XD3 جدید ببندید. از نظر سرعت در خط مستقیم تفاوت زیادی بین دو خودرو وجود ندارد و درحالی‌که آلپینا بیشتر روی راحتی سواری تمرکز کرده اما هنوز هم توانایی‌های زیادی در سر پیچ‌ها دارد. متریال لوکس‌تر کابین و خاص‌تر بوده باعث شده‌اند این خودرو انتخاب خوبی باشد. البته هنوز هم فکر می‌کنیم یک پیشرانه‌ی بنزینی می‌تواند XD3 را جذاب‌تر کند.

مشخصات آلپینا XD3 بای توربو

  • قیمت: 57900 پوند
  • پیشرانه: 6 سیلندر 3 لیتری توئین توربو دیزل
  • قدرت/گشتاور: 328 اسب بخار/700 نیوتون متر
  • گیربکس: 8 سرعته اتوماتیک، چهار چرخ محرک
  • شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت: 4.9 ثانیه
  • حداکثر سرعت: 254 کیلومتر در ساعت
  • مصرف سوخت: 6.4 لیتر در هر صد کیلومتر

منبع: autoexpress

یک خودروی معمولی چگونه ضدگلوله می‌شود؟!


سنگینی AK-47 (کلاشنیکف) را در دستانم حس می‌کنم… قطعاً امروز روز عادی یک خبرنگار خودرویی نیست. سلاحی که البته به‌صورت قانونی در دستانم قرار دارد به جاکو ده کاک که مدیر شرکت SVI Engineering است تعلق داشته و ما در تأسیسات او در خارج از پرتوریای آفریقای جنوبی حضور داریم.


با کشیدن گلنگدن آنچه که اتفاق می‌افتد نفس مرا می‌گیرد. آنجا که ماشه را می‌چکانم گلوله با سرعت بالای 800 متر بر ثانیه لوله‌ی تفنگ را ترک می‌کند و ضربه‌ای به شانه‌ی من وارد شده و فشار را روی قفسه‌ی سینه حس می‌کنم.

این گلوله به پانل شیشه‌ای تست AGP با مشخصات حفاظت B6 برخورد می‌کند. برای بررسی آسیب وارده نزدیک می‌شویم و همان‌گونه که این شیشه طراحی شده، گلوله به خوبی دفع شده و هیچ اثری از نفوذ به داخل آن وجود ندارد. این می‌تواند جان یک نفر را نجات دهد…

حفاظت زرهی و ضدگلوله در خودروهای نظامی کاملاً عادی است اما دلایل زیادی هم وجود دارد که می‌گوید خودروهای عادی هم باید ضدگلوله باشند. سیاستمداران و مدیران شرکت‌های بزرگ جزو مشتریان واضح این‌گونه شرکت‌ها هستند و البته خودروهای حمل پول و حتی خانواده‌ها نیز خواهان استفاده از خودروهای ضدگلوله به منظور حفاظت از نزدیکان خود در مقابل آدم‌ربایی می‌باشند.

به منظور فهمیدن اینکه یک خودروی سواری عادی چگونه به سپری حفاظتی تبدیل می‌شود سری به شرکت SVI و پروژه‌ی تبدیل تویوتا فورچونر به نمونه‌ای با سطح حفاظت B4 زده‌ایم. این سطح حفاظتی کمترین تأثیر را روی ظاهر یا پرفورمنس خودرو داشته و از سرنشینان درباره‌ی گلوله‌های سلاح‌های دستی محافظت می‌کند.

  • متریال ضدگلوله

پراکنده کردن انرژی حمل شده توسط یک گلوله‌ی پرسرعت نیازمند متریال خاصی است. مشخصات حفاظتی زرهی به دو کلاس مجزا تقسیم می‌شود که استاندارد اروپایی EN 1522/1523  فراگیرتر است. واژه‌ی FB4 یا همان B4 نشان دهنده‌ی حفاظت از سلاح دستی است درحالی‌که عبارت FB6 یا B6 باعث حفاظت در برابر مسلسل‌هایی همچون کلاشنیکف می‌شود.

بنا به گفته‌ی ده کاک، کیفیت متریال بکار رفته در خودروها حیاتی است زیرا باید تأثیر بالای خود را نشان داده و در طول سال‌ها نیز خواص خود را از دست ندهد. SVI با صرف هزینه‌ی زیاد اقدام به تأمین مواد اولیه‌ی خود از شرکت‌های آمریکایی و اروپایی می‌کند تا از کیفیت کارش مطمئن باشد. مشخصات B4 نیازمند شیشه‌های زرهی با ضخامت بین 18 تا 24 میلی‌متر و پوشش 5 تا 7 میلی‌متر کولار برای پانل‌های بدنه می‌باشد.

در مشخصات B6 نیز از شیشه‌هایی با ضخامت 36 تا 48 میلی‌متر استفاده شده و روی بدنه نیز پوشش زرهی ویژه با ضخامت 5 میلی‌متری بکار می‌رود. این متریال به خودرو جوش داده می‌شود تا سلول ایمنی مسافران خلق شود.

استانداردهای اروپایی می‌گوید برای تست خودرو باید سه بار از فاصله‌ی 10 متری به خودرو شلیک شود. وزن و نوع گلوله و… نیز به‌طور ویژه تعیین شده‌اند. ذکر این نکته مهم است که متغیرهای زیادی در این بین وجود دارند؛ بنابراین برای شرکت‌ها بهتر این است که از استانداردهای موجود تبعیت کنند تا اینکه بخواهند تست‌های خودشان را انجام دهند.

اما هزینه‌های تبدیل یک خودروی عادی به نمونه‌ای زرهی و ضدگلوله چقدر است؟ در زیر هزینه‌ی تبدیل فورچونر را مشاهده می‌کنیم:

  • تویوتا فورچونر

سطح حفاظتی: B4

اضافه‌وزن خودرو: 260 کیلوگرم

زمان تبدیل: 6 هفته

هزینه: 30445 تا 40595 دلار

  • تویوتا فورچونر

سطح حفاظتی: B6

اضافه‌وزن خودرو: 600 کیلوگرم

زمان تبدیل: 12 هفته

هزینه: 40595 تا 54120 دلار

سطح حفاظتی: B4

اضافه‌وزن خودرو: 250 کیلوگرم

زمان تبدیل: 6 هفته

هزینه: 33830 تا 40595 دلار

  • فرایند تبدیل خودرو به مشخصات B4

معمولاً خود مشتریان خودرو را تهیه می‌کنند. یکی از اهداف ضدگلوله کردن خودرو ارائه‌ی حداکثر حفاظت از سرنشینان بوده و درعین‌حال تمامی سیستم‌های ایمنی و رفاهی هم حفظ شوند تا تفاوت‌های بین خودروی عادی و زرهی به حداقل برسد.

از آنجایی که سطح حفاظت B4 تنها باعث اضافه شدن 260 کیلوگرم به وزن تویوتا فورچونر شده بنابراین وزن کلی خودرو بسیار پایین‌تر از حداکثر وزن اجازه داده شده‌ی 2610 کیلوگرمی می‌باشد؛ بنابراین نیازی به آپگرید ساختاری، سیستم تعلیق، ترمزها و یا قوای محرکه وجود ندارد.


قدم اول: شرکت SVI کابین، شیشه‌ها و دیگر بخش‌های موردنیاز برای حفاظت را باز می‌کند. در مورد فورچونر زیربدنه و سقف دست‌کاری نمی‌شوند زیرا در زمان آدم‌ربایی دسترسی به این بخش‌ها بسیار سخت خواهد بود.


قدم دوم: پانل‌های استاندارد بدنه با استفاده از سیستم اندازه‌گیری سه‌بعدی اندازه‌گیری می‌شوند تا مدل‌های دیجیتالی لایه‌های حفاظتی موردنیاز تولید شود. در واقع به این بخش کیت زرهی گفته می‌شود.


قدم سوم: شیشه‌ی جدید دقیقاً به شکل نسخه‌ی استاندارد بوده و دارای تمامی سیستم‌های گرم شونده و… می‌باشد. همچنین سیستم کولار هم در نظر گرفته می‌شود.


قدم چهارم: SVI کیت زرهی شامل بالابرنده‌های هوی دیوتی داخل درب‌ها را نصب می‌کند. این بالابرنده معمولاً فقط برای در راننده تدارک دیده می‌شود اما می‌توان برای سایر شیشه‌ها نیز سفارش داد. شیشه‌ی ضدگلوله‌ی تویوتا فورچونر را تنها می‌توان تا یک‌سوم پایین آورد تا از تداخل آن با مکانیسم‌های قفل شونده جلوگیری کرد.


قدم پنجم: کیت یاد شده توسط مهندسان بررسی می‌شود تا از پوشش کامل تمامی بخش‌ها اطمینان حاصل شده و سپس به بخش کابین پرداخته شود. البته باید گفت برخی بخش‌ها همچون دیواره‌ی آتش به‌صورت 100 درصدی پوشش داده نمی‌شود زیرا برخی کابل‌ها و قطعات مکانیکی از آنجا رد می‌شوند.


قدم ششم: پانل‌های اصلاح شده دوباره نصب می‌شوند و همچنین تمامی ایربگ ها و دیگر سیستم‌های ایمنی نیز طبق دستورالعمل سازنده در جای خود قرار می‌گیرند.


قدم هفتم: SVI پیش از آغاز تست 300 کیلومتری جاده‌ای اقدام به انجام تست باران و عیب‌یابی می‌کند تا از کارکرد صحیح تمامی بخش‌ها و سیستم‌ها اطمینان حاصل شود. موضوع جالب اینکه خودروی ضدگلوله ایزوله‌ی بهتری داشته و بنابراین آرام تر است به همین خاطر هرگونه ناهنجاری و لرزش در آن راحت‌تر تشخیص داده می‌شود.

  • معایب خودروی ضدگلوله

از آنجایی که وزن خودرو افزایش می‌یابد بنابراین پرفورمنس و مصرف سوخت تحت تأثیر قرار می‌گیرد. همچنین شیشه‌های این خودروها را نمی‌توان به‌صورت کامل باز کرد. ضخامت شیشه‌ی جلو نیز منجر به دید دوتایی مخصوصاً در شب می‌شود. تعویض شیشه‌ی جلوی فورچونر ضدگلوله هزینه‌ی بالایی دارد. همچنین احتمال ابطال گارانتی خودروهای ضدگلوله وجود دارد. مورد آخر اینکه احتمال کاهش ارزش خودرو در بازار دست‌دوم‌ها وجود دارد هرچند این موضوعی قطعی نیست.

  • تست‌های پرفورمنس


به منظور مقایسه‌ی عملکرد یک خودروی استاندارد و نمونه‌ی ضدگلوله‌ی آن، شرکت SVI از تأسیسات تست گروتک در بیرون پرتوریا استفاده می‌کند. ما در کنار فورچونر ضدگلوله‌ی خود یک دستگاه فورچونر 2,8 GD-6 AT 4×4 را نیز به عنوان خودروی کنترل در اختیار داشتیم. از آنجایی که خودروی زرهی موردبحث از نوع تک دیفرانسیل بوده و مشابه نمونه‌ی استاندارد نیست بنابراین 115 کیلوگرم بر وزن مدل زرهی اضافه کردیم تا همه‌چیز برابر باشد.

پرفورمنس دینامیکی فورچونر ضدگلوله تنها اندکی بدتر از مدل استاندارد بود که اصلاً هم بد نیست. سیستم تعلیق و ترمزهای استاندارد هم هماهنگی خوبی با کلیت خودرو داشتند و نشان دادند که راننده هنوز هم می‌تواند در صورت روبرو شدن با خطر از صحنه بگریزد.

تست بعدی با استفاده از تجهیزات Vbox بود تا پرفورمنس خط مستقیم هر دو خودرو را اندازه‌گیری کنیم. البته هر تست سه بار انجام شد و میانگین هر سه تست مدنظر قرار گرفت. شتاب گیری کندتر مدل ضدگلوله جای تعجبی نداشت اما تفاوت بین زمان‌های ترمز گیری کم بود.

  • گزینه‌های ضدگلوله

حفاظت بالستیک پایه تنها آغاز کار ضدگلوله کردن یک خودرو است. گزینه‌های دیگری هم وجود دارند که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به لاستیک‌های ران فلت هوی دیوتی اشاره کرد. همچنین سیستم حفاظت از باک سوخت و قوای محرکه و دیگر بخش‌ها همچون رادیاتورها و ECU ها وجود دارد. در سطوح بالاتر سپرها نیز تقویت می‌شوند. ماسک‌های اکسیژن نیز در زمان حمله‌های شیمیایی کاملاً به درد می‌خورند.

منبع: carmag

معرفی فیس‌لیفت هوندا CR-V به همراه عرضهٔ نسخهٔ هیبریدی در آمریکا


هوندا کراس‌اوور CR-V خود را مورد به‌روزرسانی میان‌دوره‌ای قرار داده است. علاوه بر فیس‌لیفت و تغییرات ظاهری و داخلی، عرضهٔ نسخهٔ هیبریدی CR-V در ایالات‌متحده هم بخشی از این به‌روزرسانی است. این اولین CR-V هیبریدی تولید آمریکا محسوب می‌شود. در این فیس‌لیفت، ظاهر کراس‌اوور محبوب هوندا تا حد زیادی دست‌نخورده باقیمانده و تغییراتی جزئی در آن صورت گرفته که ازجملهٔ آن‌ها می‌توان به چراغ‌های تاریک، تغییراتی در سپرها و مه شکن‌های جدید جلو اشاره کرد. نشان‌های Hybrid و لوگوی آبی‌رنگ هوندا در جلوپنجره نیز نسخهٔ هیبریدی را از نسخه‌های معمولی متمایز کرده است.

CR-V هیبریدی در داخل هم به انتخاب‌گر دندهٔ دکمه‌ای فشاری منحصربه‌فردی مجهز شده که بسیار ظریف‌تر از طرح بکار رفته در سایر محصولات هوندا مثل پایلوت و آکورد است. در CR-V این انتخاب‌گر با دکمه‌های حالات رانندگی شامل اقتصادی، اسپرت و EV احاطه شده و فضایی هم برای تعبیهٔ شارژر بی‌سیم گوشی هوشمند آزاد شده است. این نسخه همچنین به صفحه آمپر دیجیتالی جدیدی هم مجهز شده که اطلاعاتی را که یک خودروی هیبریدی باید در اختیار راننده قرار دهد را به نمایش درمی‌آورد. به‌عنوان‌مثال در این صفحه آمپر می‌توان آخرین وضعیت شارژ باطری‌ها را مشاهده کرد.

آخرین ویژگی داخلی منحصربه‌فرد CR-V هیبریدی هم دو پدال تعویض دنده هستند که مثل سوئیچ‌هایی برای خاموش و روشن کردن کاهش سرعت عمل می‌کنند. با فعال کردن پدال سمت چپی، راننده می‌تواند هنگام کاهش سرعت، میزان قدرت ترمز احیا شونده را افزایش دهد. این ویژگی هوشمندانه‌ای است که برای اولین بار آن‌را در کادیلاک ELR دیدیم. از ویژگی‌های داخلی نسخهٔ هیبریدی که بگذریم، کنسول مرکزی در تمامی نسخه‌های CR-V مدل 2020 هم از نو طراحی شده که به گفتهٔ هوندا استفاده از آن آسان‌تر است و محفظه‌های انعطاف‌پذیرتری دارد.

در بخش تجهیزات، شارژر بی‌سیم که به آن اشاره کردیم به‌صورت استاندارد در تیپ تورینگ ارائه می‌شود و سیستم اطلاعاتی-سرگرمی با صفحه‌نمایش لمسی 7 اینچی، اپل کارپلی و اندروید اتو هم قابل سفارش خواهد بود. ازجملهٔ دیگر آپشن‌های CR-V مدل 2020 نیز می‌توان به ناوبری، استارت از راه دور پیشرانه، کنترل تهویهٔ دو منطقه‌ای، پورت‌های USB شارژ عقب و صندلی‌های جلو با گرم‌کن و تنظیم برقی اشاره کرد.

در زیر کاپوت CR-V هیبریدی که راهی بازار ایالات‌متحده می‌شود همان قوای محرکه‌ای قرار دارد که پیش‌ازاین در CR-V هیبریدی بازار اروپا دیده بودیم. این قوای محرکه که با آکورد هیبریدی یکسان است، از یک پیشرانهٔ بنزینی 2 لیتری چهار سیلندر به همراه دو موتور الکتریکی تشکیل شده که این سه موتور مجموعاً 215 اسب بخار قدرت تولید می‌کنند. هرچند مصرف سوخت CR-V هیبریدی هنوز توسط EPA مورد آزمایش قرار نگرفته اما هوندا مطمئن است که این نسخه در شهر 50 درصد کم‌مصرف‌تر از نسخهٔ معمولی خواهد بود. این یعنی CR-V هیبریدی در شهر حدوداً 5.6 لیتر بنزین مصرف می‌کند که تقریباً هم‌اندازهٔ تویوتا رافور هیبریدی است.

پکیج باطری‌ها و سیستم‌های کنترلی CR-V هیبریدی زیر کف صندوق بار جای گرفته‌اند و هیچ تأثیر منفی روی فضای بار نداشته‌اند. تمامی تیپ‌های نسخهٔ هیبریدی در ایالات‌متحده به‌صورت استاندارد به سامانهٔ چهارچرخ محرک دوموتورهٔ هوندا مجهز هستند که امکان انتقال نیرو از موتورهای برقی به چرخ‌های عقب را از طریق یک کلاچ الکترونیکی فراهم می‌کند. دیگر نسخه‌های CR-V اما همگی همچنان از همان پیشرانهٔ 1.5 لیتری چهار سیلندر توربو با 190 اسب بخار قدرت استفاده می‌کنند که به یک گیربکس CVT متصل شده و سامانهٔ چهارچرخ محرک هم برای آن قابل سفارش است.

هوندا CR-V پس از تویوتا رافور دومین کراس‌اوور پرفروش بازار ایالات‌متحده محسوب می‌شود و حالا با این به‌روزرسانی و اضافه شدن نسخهٔ هیبریدی، احتمالاً جایگاه خود را تقویت خواهد کرد. قیمت CR-V جدید فعلاً اعلام نشده است ولی به گفتهٔ هوندا می‌گوید قیمت کراس‌اوور کامپکت خود را در زمانی نزدیک به آغاز فروش مشخص خواهد کرد. CR-V بنزینی همین پاییز به بازار می‌آید اما کسانی که خواهان نسخهٔ هیبریدی هستند باید تا اوایل سال آینده صبر کنند.

 

 

بنتلی بنتایگا استتسون ادیشن، کراس اووری فوق لوکس برای کابوی‌ها!


آمریکایی‌ها و به ویژه افراد اهل تگزاس علاقه‌ی زیادی به پیکاپ ها و شاسی بلندها دارند و خودروسازان نیز چندین خودروی سفارشی خاص برای این ایالت مشهور آمریکایی را تولید کرده‌اند.


بنتلی پیکاپ تولید نمی‌کند اما این امر باعث نمی‌شود که آن‌ها خودروی سفارشی بنتایگا استتسون ادیشن را معرفی نکنند. این خودرو که منحصراً در بنتلی دالاس عرضه می‌شود توسط بخش مولینر تولید شده و در سه رنگ بدنه‌ی الهام گرفته از کلاه‌های کابوی نمادین استتسون قابل سفارش خواهد بود.


اولین رنگ با نام شنی سفید شناخته می‌شود که به‌طور گسترده‌ای در کلاه اوپن رود مشهور بکار رفته است. مشتریان همچنین می‌توانند رنگ‌های کشمیر و اونیکس را نیز سفارش دهند که ما را به یاد کلاه مشهور و کلاسیک استتسون بلک 100X می‌اندازد.


اما تغییرات بزرگ‌تر در کابین رخ داده‌اند زیرا خریداران شاهد رنگ شتری‌ای خواهند بود که تضادی جذاب با عناصر چوبی و رنگ زین‌های اسب ایجاد کرده است. این خودروی سفارشی همچنین دارای فرمان دو رنگ، تریم چوب خاص و لوگوهای استتسون روی پشت‌سری‌هاست. از دیگر ویژگی‌های بنتایگا استتسون ادیشن می‌توان به دوخت های الهام گرفته از کابوی‌ها و رکاب‌های داخلی ویژه اشاره داشت.

رئیس استتسون در بیانیه‌ای گفته است:

همکاری استتسون و بنتلی باعث ترکیب میراث دو نام افسانه‌ای و تولید محصولی بی‌نظیر برای طرفداران غرب شده است.

مدیر نمایندگی‌های این منطقه نیز گفته است:

اشرافیت سطح بالای بنتایگا با کیفیت قابل‌اعتنای استتسون برابری می‌کند. بنتایگا استتسون ادیشن ترکیبی از بهترین هنر بریتانیا با تاریخ آمریکاست که حاصل آن تولید خودرویی متمایز و خاطره‌انگیز است.

اولین نمونه از این خودروی سفارشی با قیمت 246578 دلار در دسترس است و دو نمونه‌ی دیگر نیز اواخر سال جاری قابل خریداری خواهند بود.

[دانلود ویدئو]

آینده مبهم کیا استینگر، شاید الکتریکی شاید خداحافظی!


به عنوان یک سدان پرفورمنس نسبتاً ارزان‌قیمت، کیا استینگر ویژگی‌های دوست‌داشتنی زیادی دارد اما این برند از فروش کم محصولش راضی نیست. کیا همچنان در حال سبک‌سنگین کردن گزینه‌های مختلف برای نسل بعدی این خودرو است.


یکی از مدیران استودیوی طراحی کیا در آلمان به Car Sales گفته است:

در این لحظه مطمئن نیستم که اوضاع طبق آنچه انتظار داشتیم پیش رفته است. ما هرگز انتظار حجم فروش بالا را نداشته‌ایم. استینگر یک خودروی الهام‌بخش است. ما می‌خواستیم این خودرو حداقل در آمریکا یعنی جایی که فکر می‌کردیم شانس کار کردن وجود دارد موفق باشد.


از نظر مدیر کیا، این خودروساز باید درباره‌ی استینگر صبور باشد. از آنجایی که عموم مردم از تولید یک سدان پرفورمنس توسط کیا قانع نشده‌اند بنابراین کره‌ای‌ها باید منتظر حداقل نسلی دیگر از این خودرو باشند و سپس درباره‌ی حذف کامل آن تصمیم بگیرند.


این مدیر ارشد ادامه داده است:

همان‌گونه که می‌دانید همه به سمت الکتریکی سازی حرکت می‌کنند بنابراین استینگر هم می‌تواند همین روند را ادامه دهد. نمی‌دانم، ما هنوز به آن نقطه نرسیده‌ایم. البته ما زمان داریم.

این گفته‌ها به آینده‌ی احتمالی استینگر در صورت تائید تولید نسل دوم اشاره دارند.


آمار فروش استینگر در استرالیا تنها حدود نصف آن چیزی است که کیا انتظار داشت و در آمریکا هم وضعیت بهتری وجود ندارد. از ژانویه تا آگوست امسال، کیا تعداد 9435 دستگاه استینگر را فروخته درحالی‌که میزان فروش 8 ماهه اول سال قبل این خودرو 11624 دستگاه بوده است. نمایندگی‌های کیا تخفیف‌های قابل‌توجهی برای فروش این خودرو در نظر گرفته‌اند.


داغ‌ترین نسخه‌ی استینگر در آمریکا با نام GTS شناخته می‌شود که به دیفرانسیل عقب با لغزش محدود نیز مجهز بوده و دارای حالت دریفت هم می‌باشد.

مرسدس بنز S کلاس W221 با طعم لورینسر!


با فروش بیش از 500 هزار دستگاهی در مدت کمتر از 8 سال، نسل W221 مرسدس بنز S کلاس یکی از پرفروش‌ترین نسل‌های این سدان لوکس و پرچم‌دار بوده است. با تردد بسیاری از مدل‌های این نسل در خیابان‌ها، لورینسر امید دارد توجه برخی مالکان را به کیت تیونینگ خود جلب کند.


این تیونر با دریافت 1084 یورو در آلمان باعث قوی‌تر شدن مدل‌های S250 CDI، S320 CDI، S350 بلوتک، S350 CDI، S420 CDI و S500 CGI می‌شود.


اما مدل S63 AMG داستان دیگری دارد چراکه قدرت و گشتاور 554 اسبی و 800 نیوتون متری آن در حالت استاندارد به 604 اسب بخار و 950 نیوتون متر می‌رسد. همچنین در حالت دیگر قدرت 631 اسبی و گشتاور 1050 نیوتون متری حاصل می‌شود. این کیت هم با بهای 1252 یورو در دسترس است.


جدای از قدرت بیشتر، لوریسنر کیت بدنه‌ی جدیدی را برای S کلاس قدیمی در نظر گرفته که شامل سپر جلوی جدید، رکاب‌های جانبی سفارشی و دیفیوزر عقب می‌باشد. این کیت هم 4765 یورو قیمت دارد؛ اما جلوپنجره‌ی کرومی، اسپویلر عقب لبه‌ای و سقف هم به ترتیب 530، 350 و 375 یورو قیمت‌گذاری شده‌اند. نهایتاً باید به گلگیرهای جدید جلو با قیمت 1650 یورو هم اشاره کنیم.


کیت کاهش ارتفاع سیستم تعلیق استاندارد یا بادی سفارشی نیز با قیمت 400 یورو در دسترس بوده و تکمیل‌کننده‌ی تغییرات ظاهری این سدان لوکس نیز رینگ‌های افترمارکتی است که قیمت آغازین 520 یورویی داشته و با طرح و ابعاد مختلفی تا حداکثر 21 اینچ قابل سفارش خواهند بود.


قطعا کیت تیونینگ لورینسر برای مرسدس S کلاس W221 یکی از کیت‌های قابل‌توجه در سال‌های اخیر است؛ اما نظر شما درباره‌ی آن چیست؟ آیا ظاهر استاندارد خودرو را بیشتر ترجیح می‌دهید؟

خداحافظی رسمی با شورولت مالیبو هیبرید


بازهم خبر وداع سدان دیگری با بازار خودروی آمریکا به گوش می‌رسد و این بار قرعه به نام مدلی هیبریدی افتاده است. گفته می‌شود شورولت در حال خاتمه‌ی عرضه‌ی مالیبو هیبرید در مدل سال 2020 بوده و البته این خبر تائید هم شده است. با خداحافظی این سدان شورولت هم‌اکنون هیچ خودروی هیبریدی را در سبد محصولات خود ندارد. اگر خواهان مدلی الکتریکی شده از محصولات شورولت باشید تنها گزینه‌ی شما خودروی ساب کامپکت و تمام الکتریکی بولت خواهد بود.


همان‌گونه که حدس می‌زنید کمبود تقاضا دلیل حذف مالیبو هیبرید از بازار بوده است. همه می‌دانیم که بازار سدان ها در آمریکا با افت تقاضا روبرو بوده و مالیبو نیز از این قاعده مستثنا نیست. ما آمار فروش نسخه‌ی هیبریدی این خودرو را نداریم اما فروش تمامی مدل‌های آن در سال 2018 افت 22 درصدی داشته است. کروز هم با افت حدود 23 درصدی مواجه بوده و این افت فروش برای ایمپالا بالای 25 درصد گزارش شده است.


هر دو خودروی کروز و ایمپالا به‌طور کامل از خط تولید کنار گذاشته‌اند و البته مدل پلاگین هیبریدی ولت نیز 10 درصد افت فروش در سال پیش را ثبت کرده است. موضوع عجیب اینکه هاچبک سونیک هنوز هم در سبد محصولات شورولت حضور دارد. این در حالی است که سونیک افت فروش قابل‌توجه 30 درصدی را تجربه کرده است. البته اگر خبر حذف این مدل هم به گوش برسد تعجب نخواهیم کرد.


مالیبو نیز ظاهراً در لبه‌ی پرتگاه قرار دارد. شایعاتی درباره‌ی خاتمه‌ی تولید همیشگی این خودرو پس از نسل فعلی وجود دارد. این سدان میان سایز برای مدل سال 2019 خود فیس لیفت شده و قیمت پایه‌ی 23240 دلاری دارد. اگرچه فروش مالیبو کاهش یافته اما سال پیش بازهم به خانه‌ی بیش از 144 هزار نفر راه یافته است. شاید مدل هیبریدی دیگر عرضه نشود اما به نظر می‌رسد جنرال موتورز در حال تلاش برای حفظ مالیبو در وضعیت فعلی است.


درحالی‌که اکثر خودروسازان قدم‌های بزرگی برای ارائه‌ی محصولات الکتریکی شده برمی‌دارند، شورولت ناگهان با عدم وجود خودروی الکتریکی شده در سبد محصولات خود مواجه می‌شود و این می‌تواند حرکتی خطرناک باشد.

جنرال موتورز با شورلت سیلورادو به جنگ فورد رپتور می‌رود


فورد با F150 رپتور به محبوبیت پیکاپ‌های آفرود کمک کرد و حالا به نظر می‌رسد جنرال موتورز هم در حال کار روی ساخت رقیبی برای این خودرو است. به گفتهٔ «Muscle Cars and Trucks»، شورلت در حال توسعهٔ یک سیلورادوی آفرود است که می‌تواند ZRX نام گیرد. ظاهراً این خودرو افراطی‌تر از سیلورادو تریل باس فعلی خواهد بود و ویژگی‌های زیادی را از پیکاپ کوچک‌تر کلرادو ZR2 قرض خواهد گرفت.

هرچند هنوز هیچ‌چیز رسمی نیست اما این نشریه می‌گوید این پیکاپ به سیستم تعلیق متمرکز بر آفرود با کمک‌فنرهای مالتی‌متیک DSSV و همین‌طور قفل دیفرانسیل جلو و عقب مجهز خواهد بود درحالی‌که زاویهٔ ورود و خروج آن‌هم بهبود پیدا می‌کند. البته هنوز مشخص نیست که بهبودها فقط در سیستم تعلیق سیلورادو ZRX صورت می‌گیرد یا ظاهر آن‌هم تغییراتی را تجربه خواهد کرد ولی ممکن است برای این پیکاپ سپر جلوی اصلاح‌شده‌ای در نظر گرفته شود زیرا در کلرادو ZR2 به‌منظور افزایش فاصله با تایر هنگام نزدیک شدن به موانع، از سپر جلوی متفاوتی استفاده شده است.

کلرادو ZR2 همچنین از کیت افزایش 51 میلی‌متری ارتفاع، محافظ کف خودرو، بازوهای کنترلی چدنی، جلوپنجرهٔ منحصربه‌فرد، کاپوت تجدیدنظر شده، رینگ‌های منحصربه‌فرد با لاستیک‌های گودیر رانگلر آفرود 31 اینچی، کمک‌فنرهای DSSV و قفل دیفرانسیل‌های الکترونیکی هم برخوردار است؛ اما متأسفانه در پیشرانهٔ این پیکاپ آفرود تغییری صورت نگرفته و این نسخه از همان پیشرانهٔ نسخه‌های معمولی کلرادو استفاده می‌کند.

بنابراین اگر جنرال موتورز در سیلورادو ZRX هم همین سیاست پیشرانه را اعمال کند، انتظار می‌رود زیر کاپوت آن همان پیشرانهٔ 6.2 لیتری V8 تنفس طبیعی نسخهٔ معمولی با 620 اسب بخار قدرت و 623 نیوتن متر گشتاور قرار گیرد. در این صورت، پیکاپ آفرود شورلت به‌مراتب ضعیف‌تر از رقبا خواهد بود زیرا فورد F150 رپتور به یک پیشرانهٔ 3.5 لیتری V6 توئین توربو با 450 اسب بخار قدرت و 690 نیوتن متر گشتاور مجهز است و پیکاپ آیندهٔ دوج رم TRX هم از پیشرانهٔ 6.2 لیتری V8 سوپرشارژ هلکت با 707 اسب بخار قدرت و 875 نیوتن متر گشتاور استفاده خواهد کرد. درهرحال اگر این گزارش صحت داشته باشد، شورلت سیلورادو ZRX شاید با مدل 2022 به بازار عرضه شود.