پشت فرمان سوبارو فارستر e-Boxer جدید


سوبارو فارستر هیبریدی ملایم وظیفه سنگینی بر دوش خود دارد و آن‌هم مبارزه با شهرت منفی این شاسی‌بلند در مصرف سوخت نسبتاً زیاد است. این خودرو وارد بازار آفرودرهای میان سایز بسیار محبوبی می‌شود که شامل خودروهایی همچون تویوتا راو 4، مزدا CX-5 و فولکس‌واگن تیگوان می‌باشد. برای اولین بار فرصت تست این خودرو به ما دست داده است.

سوبارو فارستر

برخلاف فارسترهای قبلی، این مدل جدید فاقد پیشرانه توربو بوده و از سیستم هیبریدی ملایم برای بهبود مصرف سوخت و آلایندگی خود استفاده کرده است. فارستر هم‌اکنون با قوای محرکه e-Boxer سوبارو در دسترس است که ترکیبی از پیشرانه 4 سیلندر 2 لیتری تنفس طبیعی، مجموعه باتری لیتیوم-یونی جمع‌وجور و پیشرانه الکتریکی نصب ‌شده در گیربکس می‌باشد. قدرت کل این مجموعه به 148 اسب بخار و گشتاور آن به 196 نیوتون متر می‌رسد.

سوبارو فارستر

استفاده از قوای محرکه هیبریدی نتایج متفاوتی را باعث شده است. درحالی‌که آلایندگی 154 گرمی در اکسید کربن در هر کیلومتر برای یک شاسی‌بلند با این ابعاد منطقی به نظر می‌رسد اما مصرف سوخت چنین وضعیتی ندارد. انتظار نداریم در دنیای واقعی مصرف سوخت زیر 8 لیتر را برای این خودرو ببینیم. اگرچه سوبارو می‌گوید فارستر تا سرعت 40 کیلومتر در ساعت توانایی حرکت خالص با پیشرانه الکتریکی را دارد اما به ندرت پیش می‌آید که خودرویی با چنین خودرویی در مسیرهای گوناگون تردد کند.

سوبارو فارستر

پیشرانه بنزینی و الکتریکی بهترین تیم را تشکیل داده اما سیستم e-Boxer سوبارو کمی کند حس می‌شود. به دلیل نبود توربو، شما باید پیشرانه را در زمان سبقت کاملاً تحت‌فشار بگذارید. همچنین میزان زیادی از صدای جاده در سرعت‌های بالا به کابین راه می‌یابد.

سوبارو فارستر

اما جدای از مشکل مربوط به صدای جاده و لاستیک، کابین فارستر e-Boxer مکان خوبی است. شاسی خودرو به خوبی در مقابل دست‌اندازها عمل کرده و ناهمواری‌های جاده جذب می‌شود. گیربکس CVT سوبارو نیز بهترین همکاری را با پیشرانه داشته و در زمان شتاب گیری سنگین آن را یاری می‌کند.

فارستر بیشتر مناسب رانندگی آفرود است. به لطف ارتفاع بیشتر از سطح زمین، وجود سیستم چهار چرخ محرک و تنظیمات متنوع عبور از مسیرهای گوناگون، این خودرو می‌تواند بهتر از رقبایی مثل سئات آتکا و پژو 3008 عمل کند.

سوبارو فارستر

این خودرو فضای کابین و بار خوبی هم دارد. در داخل خودرو فضای زیادی دیده می‌شود و فضای پا و سر برای تمامی سرنشینان کافی است. محفظه بار 520 لیتری خودرو نیز با خواباندن صندلی‌های عقب به 1779 لیتر می‌رسد که بهتر از مزدا و فولکس‌واگن است.

سوبارو فارستر

کابین فارستر همانند دیگر محصولات سوبارو اهمیت زیادی به تکنولوژی داده ولی تا حدی عجیب است چراکه فرمانی با دکمه‌های زیاد، پشت آمپرها و صفحه‌نمایش 8 اینچی دیده می‌شود.

لیست بلندبالایی از تجهیزات ایمنی هم وجود دارد. سیستم EyeSight سوبارو که وضعیت راننده را بررسی می‌کند جزو برجسته‌ترین ویژگی‌های این خودرو است. این سیستم اعمال راننده را پایش می‌کند تا از توجه او به جاده مطمئن شود. این یک سیستم هوشمند بوده اما گاهی اوقات کم می‌آورد زیرا گاهی اوقات در تشخیص وضعیت راننده دچار مشکل شده و هشدار صوتی آزاد دهنده‌ای پخش می‌کند.

سوبارو فارستر خودرویی نیست که آن را فکر و عقل خود انتخاب کنید زیرا رقبای زیادی وجود دارند که توانایی بیشتری داشته و مهم‌تر از آن مصرف سوخت بهتری دارند. البته اگر به دنبال یک شاسی‌بلند جادار و بی حاشیه هستید که در خارج از جاده نیز عملکرد خوبی داشته باشد شاید فارستر e-Boxer گزینه متقاعد کننده‌ای باشد.

مشخصات سوبارو فارستر 2.0i e-Boxer XE Premium Lineartronic

  • قیمت: 38995 پوند
  • پیشرانه: 4 سیلندر 2 لیتری بنزینی هیبریدی ملایم
  • قدرت/گشتاور: 148 اسب بخار/196 نیوتون متر
  • گیربکس: CVT اتوماتیک، چهار چرخ محرک
  • شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت: 11.8 ثانیه
  • حداکثر سرعت: 188 کیلومتر در ساعت
  • مصرف سوخت: 8.1 لیتر در هر صد کیلومتر

معرفی قوی‌ترین پیشرانه‌های خودرویی دنیا (قسمت دوم)


معمولاً هرچه حجم پیشرانه افزایش یابد قدرت بیشتری به دست خواهد آمد اما بسیاری از پیشرانه‌هایی که خواهید دید حجم بسیار کمی داشته ولی قدرت‌های به دست آمده از آن‌ها فوق‌العاده است.

به دست آوردن قدرت زیاد از پیشرانه‌هایی با حجم بالا کار نسبتاً آسانی است اما درباره پیشرانه‌های بسیار کوچک چه؟

در گذشته دستیابی به 100 اسب بخار در هر لیتر پیشرانه معمولاً مختص خودروهای اسپورت با پرفورمنس بالا بود. خودروهای خانوادگی استاندارد هرگز به این عدد نزدیک هم نمی‌شدند.

اما هم‌اکنون به لطف پیشرفت‌های صورت گرفته و مخصوصاً استفاده از توربو، حتی محصولات رده میانی نیز توانایی دست‌یابی به چنین خروجی‌ای را دارند. در ادامه 25 خودرویی را به شما معرفی خواهیم کرد که میزان اسب بخار تولیدی پیشرانه آن‌ها در هر لیتر بیشتر از 100 اسب بخار می‌باشد. برخی از این خودروها بسیار خاص و گران‌بها هستند درحالی‌که بخشی نیز خودروهایی عادی و مورد استفاده عموم مردم می‌باشند.

پس از نگارش قسمت اول این مقاله حالا نوبت به بخش پایانی آن رسیده است. با ما همراه باشید.

قدرت: 177.8 اسب بخار به ازای هر لیتر

مک لارن خودروهای تولیدی خود را به چند دسته تقسیم می‌کند. در سری سوپر، قوی‌ترین مدل 720S نام داد. همانند دیگر محصولات مک لارن، این خودرو هم از پیشرانه 8 سیلندر استفاده کرده اما با حجم 3994 سی‌سی شاهد قدرت 710 اسب بخاری هستیم. از نظر قدرت و نسبت اسب بخار به حجم پیشرانه، 720S پیشرانه 12 سیلندر 6 لیتری F1 اسطوره‌ای را پشت سر می‌گذارد.

نظر اتوکار درباره این پیشرانه: پیشرانه فرسنگ‌ها با واژه غیر منعطف بودن فاصله دارد اما اگر واقعاً بخواهید شتاب بگیرید باید دور پیشرانه را به 4 هزار برسانید. وقتی این کار را انجام دهید حس فوق‌العاده‌ی سرعت را خواهید دید. از اینجا به بعد دور پیشرانه به‌صورت وحشیانه‌ای افزایش یافته و به سمت 8 هزار و فراتر از آن می‌رود.

قدرت: 181.6 اسب بخار به ازای هر لیتر

از نظر قدرت پیشرانه هیچ‌یک از نسخه‌های کنونی 911 نمی‌تواند به GT2 RS نزدیک شود. تاریخچه تولید این مدل‌ها به اوایل دهه 90 میلادی بازمی‌گردد. نیروگاه 6 سیلندر پورشه با حجم دقیق 3800 سی‌سی قدرت 690 اسب بخاری تولید می‌کند.

نظر اتوکار درباره این پیشرانه: به همان اندازه‌ای که قدرت پیشرانه ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد، واکنش آن به دستورات راننده نیز برجسته است چراکه خودرو پرفورمنس بسیار بالایی دارد.

  • فراری 488 پیستا

قدرت: 182 اسب بخار به ازای هر لیتر

پیستا نسخه‌ای مختص پیست از فراری 488 است هرچند برخلاف برخی نمونه‌های دیگر تردد آن در جاده منع قانونی ندارد. علاوه بر کاهش وزن و بهبود آئرودینامیک، این خودرو از پیشرانه 8 سیلندر 3902 سی‌سی ارتقا یافته استفاده می‌کند و بنابراین خروجی آن از 661 به 710 اسب بخار رسیده است.

نظر اتوکار درباره این پیشرانه: پیشرانه 8 سیلندر پیستا از آن دست پیشرانه‌هایی نیست که با گشتاور بالای خود و شتاب ناگهانی در دورهای میانی باعث بدحالی شود. این نیروگاه برخلاف پیشرانه‌های دیگر از این نوع بوده زیرا دورش به‌ راحتی بالا رفته و صدایی خاص دارد. ردلاین پیشرانه به 8 هزار می‌رسد که رسیدن به آن نقطه بسیار هیجان‌انگیز خواهد بود.

  • ولوو V60 پولستار

قدرت: 183.3 اسب بخار به ازای هر لیتر

اولین نمونه از ولوو V60 پولستار و برادر سدان S60 آن به پیشرانه 6 سیلندر 3 لیتری مجهز شده بودند. این پیشرانه در سال 2016 جای خود را به نیروگاه 4 سیلندر 1969 سی‌سی با قدرت 362 اسب بخار داد که نسبت قدرت به حجم آن بیشتر از برخی محصولات فراری، پورشه و مک لارن می‌باشد!

نظر اتوکار درباره این پیشرانه: علیرغم وجود سوپرشارژر، این پیشرانه در آغاز کمی کند عمل می‌کند و زیر دور 2 هزار شادابی زیادی ندارد. باید هزار دور دیگر بر آن بیفزایید تا شدت عملش را مشاهده کنید. اینجاست که دور پیشرانه به‌طوری استثنایی بالا رفته و صدایی دلپذیر تولید می‌کند.

قدرت: 185 اسب بخار به ازای هر لیتر

پیشرانه 16 سیلندر 7993 سی‌سی شیرون که کمی پرحجم‌تر از پیشرانه 2 لیتری بکار رفته در ولوو V60 پولستار می‌باشد (!) قدرت 1479 اسب بخاری تولید می‌کند. همان‌گونه که می‌دانید یک نسخه اصلاح شده از این پیشرانه در نمونه رکوردشکن شیرون سوپر اسپورت 300+ بکار رفت و قدرت 1578 اسب بخاری داشت.

نظر اتوکار درباره این پیشرانه: در عرض یک یا دو ثانیه می‌بینید به‌ سرعت‌های فوق‌العاده بالا رسیده و همه‌چیز در اطرافتان به‌صورت مبهم به چشم می‌آید. صدای پیشرانه خیلی روح‌بخش نیست اما خب بد هم نبوده و همیشه بر اطراف غلبه دارد. انگار کنار ایستگاه قطار ایستاده‌اید و قطار ایستگاه را ترک می‌کند…

قدرت: 185.1 اسب بخار به ازای هر لیتر

اولین ادای احترام فورد به GT40 خود قطعاً قدرت کافی را داشته اما آن پیشرانه 8 سیلندر 5.4 لیتری به سختی می‌توانسته به نسبت قدرت به حجم 100 برسد. دومین نسل GT که در سال 2017 پدیدار شد بسیار احساس‌برانگیز ظاهر شده است. پیشرانه 6 سیلندر 3496 سی‌سی توئین توربوی این خودرو قدرت 647 اسب بخاری تولید می‌کند.

نظر اتوکار درباره این پیشرانه: ما صدای آن را دوست داریم، صدایی شفاف و تأثیرگذار که با حداقل تأخیر در توربو همراه شده است. حتی در حالت اسپورت سیستم ضد تأخیر مؤثری وجود دارد. این نیروگاه پرقدرت باعث ایجاد شتاب صفر تا 96 کیلومتر در ساعت زیر 3 ثانیه می‌شود.

قدرت: 186.9 اسب بخار به ازای هر لیتر

این خودرو با فاصله زیاد قوی‌ترین نسخه از نیسان GT-R بوده و با همکاری ایتال دیزاین و به منظور گرامی داشت 50 سالگی GT-R تولید شده است. پیشرانه 6 سیلندر این خودرو با حجم 3799 سی‌سی بسیار دگرگون شده تا حداکثر قدرت 710 اسبی را تولید نماید.

نظر اتوکار درباره این پیشرانه: سواری این خودرو همان حس سنگین نسخه‌های استاندارد را دارد. میدان دید خودرو به خاطر سقف محدود بوده ولی به بدی GT-R نیست. ما از گفتن اینکه GT-R50 ابعاد بزرگی دارد ابایی نداریم زیرا تقریباً به اندازه یک خودروی عضلانی مدرن آمریکایی بوده و طولش به حدود 4.7 متر می‌رسد.

قدرت: 197.5 اسب بخار به ازای هر لیتر

نام این خودرو به افتخار آیرتون سنا، کسی که سه بار قهرمان فرمول 1 شد انتخاب شده است. سنا جزو خودروهای سری اولتیمیت مک لارن بوده و از پیشرانه مشابه 720S استفاده می‌کند اما قدرت آن با افزایش 79 اسبی به 789 اسب بخار رسیده است.

نظر اتوکار درباره این پیشرانه: پیشرانه 8 سیلندر سنا صدای زیادی داشته و از نظر بسیار هم لذت‌بخش است. البته داخل کابین بهتر است کلاه ایمنی بر سر داشته باشید؛ اما در دور 5500 است که سرانجام صدای پیشرانه به بهترین بخش خود رسیده و غرش با شخصیت یک نیروگاه 8 سیلندر را آزاد می‌کند.

  • SSC اولتیمیت آئرو TT

قدرت: 202.8 اسب بخار به ازای هر لیتر

اولین نمونه از اولتیمیت آئرو TT حدود سه سال رکورددار سریع‌ترین خودروی تولیدی دنیا بود اما بوگاتی با ویرون سوپر اسپورت این رکورد را به خود اختصاص داد. مدل به‌روز شده SSC از پیشرانه 8 سیلندر 6345 سی‌سی با قدرت 1287 اسب بخار استفاده کرده بود و بنابراین 104 اسب بخار قوی‌تر از نسخه قبلی بود.

نظر اتوکار درباره این پیشرانه: وقتی دکمه قرمز رنگ نصب شده در کنسول روی سقف را فشار دهید هیولایی را از خواب بیدار خواهید کرد. چیزی شبیه انفجار هسته‌ای کنترل شده در پیشرانه 8 سیلندر رخ می‌دهد. چند ثانیه پس از روشن این نیروگاه شاهد غرشی راضی کننده خواهید بود.

  • مرسدس-ای ام جی A45

قدرت: 208.4 اسب بخار به ازای هر لیتر

پیشرانه 1991 سی‌سی توربوی بکار رفته در مرسدس A45 حداکثر قدرت 415 اسب بخاری را در نسخه S تولید می‌کند. مرسدس از این پیشرانه به عنوان قوی‌ترین پیشرانه 4 سیلندر 2 لیتری دنیا نام برده اما همان‌گونه که خواهیم دید این ادعا درست نیست.

نظر اتوکار درباره این پیشرانه: و می‌رسیم به جادوی AMG یعنی پیشرانه 4 سیلندر 2 لیتری؛ اما جدای از سرعت فوق‌العاده، اکثر پیشرانه‌های بنزینی توربو کمی تأخیر در توربو را دارند ولی چنین چیزی در نیروگاه مرسدس دیده نمی‌شود.

  • میتسوبیشی اوو X FQ-440 MR

قدرت: 220.2 اسب بخار به ازای هر لیتر

به منظور گرامیداشت چهلمین سالگرد حضور در بریتانیا، میتسوبیشی قوی‌ترین نسخه اوو در تاریخ را با استفاده از پیشرانه 1998 سی‌سی 440 اسب بخاری ساخت. تنها 40 دستگاه از این خودرو تولید شده و آخرین نمونه آن هنوز هم توسط میتسوبیشی نگهداری می‌شود.

قدرت: 313.6 اسب بخار به ازای هر لیتر

جدیدترین هایپرکار کونیگ زگ قوی‌ترین آن‌ها نیز هست. جسکو در صورت استفاده از بنزین قدرت 1262 اسبی و در صورت استفاده از مخلوط اتانول/بنزین E85 خروجی 1578 اسب بخاری خواهد داشت. تمامی این نیروی عظیم از دل یک پیشرانه با حجم 5032 سی‌سی به دست می‌آید و نسبت قدرت به حجم آن نیز عدد فوق‌العاده‌ای می‌شود.

معرفی قوی‌ترین پیشرانه‌های خودرویی دنیا (قسمت اول)

5 ویژگی برجسته کابین جنسیس GV80


نویسندگان وب‌سایت CarBuzz به میامی فلوریدا و برای معرفی جنسیس GV80، اولین شاسی‌بلند این لوکس ساز کره‌ای دعوت شده بودند. اگرچه آن‌ها فرصت راندن این خودرو را نداشته‌اند اما زمان کافی برای نشستن در کابین و بررسی اولیه آن وجود داشته است. آن‌ها معتقدند GV80 از نظر اشرافیت در این کلاس پیشرو خواهد بود، همان چیزی که کیا تلوراید و هیوندای پالیسید در مدل‌های رده میانی انجام داده‌اند. بخشی از موفقیت بالقوه‌ی GV80 به کابین فوق‌العاده‌ی آن مربوط خواهد شد. آن‌ها 5 ویژگی مهم کابین GV80 را ذکر کرده‌اند که آن‌ها را با یکدیگر مرور می‌کنیم.

  1. سیستم اطلاعات سرگرمی جدید

سیستم اطلاعات سرگرمی‌ای که هم‌اکنون در محصولات جنسیس بکار می‌رود کاملاً کفایت می‌کند؛ اما در این کلاس خودرویی همواره فضا برای بهبود وجود دارد. GV80 از سیستم به‌روزتر با صفحه‌نمایش بزرگ‌تر 14.5 اینچی استفاده می‌کند. البته هنوز هم عملکرد لمسی برای دسترسی سریع وجود دارد. احتمالاً اکثر رانندگان از دکمه کنترلی جدیدی استفاده خواهند کرد که ترکیبی از دکمه‌های مستقیم و تاچ پد شیشه‌ای می‌باشد.

این سیستم مشابه نمونه‌های بکار گرفته شده توسط آکورا و لکسس است اما سیستم اطلاعات سرگرمی جنسیس خلاقانه‌تر بوده و حواس‌پرتی کمتری دارد زیرا تنها از حرکت انگشتان راننده استفاده می‌کند؛ و به عنوان سنت جنسیس، GV80 دارای دکمه‌های فیزیکی مناسب برای دسترسی به نقشه، ناوبری، رادیو و… می‌باشد.

  1. چرم دوخته شده

اگر خواهان خرید خودرویی با کابینی لوکس هستید چرم بخش جدایی‌ناپذیر آن خواهد بود. این دقیقاً همان چیزی است که در جنسیس GV80 دیده می‌شود. شاید مدل‌های پایه همان میزان حس اشرافیت مدل‌های فول را نداشته باشند اما نمونه‌ی تست شده کاملاً سطح بالا بوده است. صندلی‌های چرمی با دوخت های الماسی در ردیف اول و دوم دیده می‌شوند و حتی پد چرمی روی کنسول مرکزی و برای استراحت زانوی سرنشینان وجود دارد. در تریم های فول تر، صندلی‌ها دارای عملکرد گرم و سرد شونده بوده و صندلی‌های ردیف اول حتی به ماساژور نیز مجهز شده‌اند.

  1. صفحات نمایش زیاد

بسیاری از خودروسازان در حال استفاده از صفحات نمایش دیجیتال بجای پشت آمپرهای سنتی هستند. هیوندای هم با پالیسید و سوناتا این روند را شروع کرده و حالا نوبت به جنسیس رسیده است. ما شانس زیادی برای بازی با پشت آمپرهای دیجیتالی GV80 نداشته‌ایم اما طراحی آن‌ها بسیار خوب به نظر می‌رسد.

صفحه‌نمایش مرکزی هم طراحی زیبایی داشته و از همان طراحی آشنای هیوندای، کیا و خود جنسیس سود می‌برد. برخی کنترل‌های سیستم تهویه جای خود را به صفحه لمسی داده‌اند اما جنسیس اشتباه نکرده و همچنان تنظیمات دما و نظایر آن به‌صورت سنتی انجام می‌شوند.

  1. کنگره‌دار کردن متریال

وقتی بحث لاکچری بودن کابین مطرح می‌شود جزئیات اهمیت دارند. جنسیس نهایت دقت را در کابین GV80 اعمال کرده است. تمامی بخش‌های دربرگیرنده اهرم‌ها و دکمه‌ها دارای کنگره هستند. در حقیقت فرایند ایجاد الگوی کنگره و دندانه مانند روی سطوح را می‌گوییم که منجر به ایجاد سطوح باکیفیتی در سراسر کابین شده است. این طرح خاص به همراه چرم، چوب و شیشه باعث ایجاد فضای هیجان‌انگیزی شده است.

  1. اشرافیت برای همه

GV80 دارای صندلی‌های ردیف اول و دوم گرم و سرد شونده است. حتی شاسی بلندهای گران‌قیمتی همچون مرسدس بنز GLE و ب ام و X7 فاقد صندلی‌های ردیف دوم تهویه دار هستند؛ بنابراین شما صرف‌نظر از نوع صندلی در GV80 احساس راحتی خواهید داشت. البته ردیف سوم صندلی‌ها برای افراد بالغ خیلی راحت به نظر نمی‌رسد اما خب هیچ‌کدام از شاسی بلندهایی با این ابعاد صندلی‌های ردیف سوم جاداری ندارند. البته دسترسی به ‌ردیف سوم صندلی‌ها با فشار یک دکمه انجام می‌شود.

 

پکیج‌های ظاهری جدید برای دوج دورانگو SRT


دوج از نمایشگاه شیکاگو برای معرفی دو پکیج جدید برای دورانگو SRT استفاده کرده است. پکیج اول که Black یا مشکی نام دارد و با قیمت 1495 دلار ارائه می‌شود، تریم مشکی‌رنگی را به همراه دارد. این تریم شامل قاب آینه‌های جانبی، نوشته DODGE و سر اگزوزهای مشکی‌رنگ می‌شود. این نسخه همچنین از رینگ‌های 20 اینچی مشکی مات هم برخوردار است اما رینگ‌هایی به رنگ برنجی مات هم بدون هزینهٔ اضافی برای آن قابل سفارش خواهد بود. هرچند نام این پکیج مشکی است اما همه‌چیز آن مشکی نیست و نوشته‌های Durango، SRT و 392 به رنگ خاکستری نیمه‌شب را هم شامل می‌شود.

پکیج دوم نیز Redline Stripe نام داشته و با قیمت 1295 دلار قابل سفارش است. این پکیج خطوط مشکی‌رنگ مرکزی با خطوط کناری قرمزرنگ را به سراسر بدنهٔ دورانگو اضافه می‌کند. مطمئناً تغییرات این پکیج‌ها بسیار جزئی و ساده هستند اما دورانگو SRT به‌خودی‌خود خودروی بسیار قدرتمندی است چراکه زیر کاپوت آن یک نیروگاه 6.4 لیتری V8 همی با 475 اسب بخار قدرت و 637 نیوتن متر گشتاور قرار گرفته که این نیرو را توسط یک گیربکس هشت سرعتهٔ اتوماتیک به هر چهارچرخ می‌فرستد.

به لطف این ترکیب، قوچ وحشی دوج ظرف تنها 4.4 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر بر ساعت می‌رسد و ظرف 12.9 ثانیه مسافت 400 متر را طی می‌کند. این اعداد برای یک اس‌یووی شش‌نفره که می‌تواند تا نزدیک به 4 تن را یدک بکشد بسیار قابل‌توجه هستند. پس از نمایش این پکیج‌ها در شیکاگو، امکان سفارش آن‌ها از ماه مارس وجود خواهد داشت. هم‌اکنون قیمت پایهٔ دوج دورانگو SRT مدل 2020 بدون سفارش هیچ آپشن یا پکیجی از 62,995 دلار آغاز می‌شود.

معرفی محبوب‌ترین و غیر محبوب‌ترین رنگ‌های خودرویی آمریکا


آیا گفتید سفید؟ خب بازهم حق با شماست زیرا رنگ سفید هنوز هم محبوب‌ترین رنگ خودرویی در اکثر بازارها از جمله بازار آمریکاست.

بنا به نتایج مطالعه انجام شده توسط iSeeCars، رنگ سفید با فراوانی 23.9 درصد محبوب‌ترین رنگ خودرویی بازار آمریکا بوده و پس از آن نیز رنگ مشکی با فراوانی 23.2 درصد قرار دارد. iSeeCars برای به دست آوردن این نتایج تعداد 9.4 میلیون دستگاه خودروی مدل سال 2014 تا 2018 را بررسی کرده است.

سومین رنگ محبوب آمریکایی‌ها نیز خاکستری با فراوانی 15.5 درصد بوده است. پس از این رنگ‌ها نیز رنگ‌های نقره‌ای، قرمز و آبی قرار داشته و میزان خودروهای خریداری شده با این رنگ‌ها به ترتیب 14.5، 10.3 و 9 درصد بوده‌اند. در رتبه‌های بعدی رنگ‌های قهوه‌ای، سبز و بژ قرار دارند.

شاید رنگ نارنجی بین خریداران خودروهای اسپورت و سوپر اسپورت محبوبیت زیادی داشته باشد اما این رنگ تنها 0.4 درصد رنگ خودروها را تشکیل داده و 0.3 درصد بقیه نیز با رنگ طلایی فروخته شده‌اند. رنگ زرد فراوانی 0.2 درصدی داشته و نهایتاً رنگ بنفش با فراوانی 0.1 درصدی در آخر لیست قرار گرفته است.

محبوب ترین رنگ خودروها در آمریکا
رتبه رنگ % درصد
1 سفید 23.9%
2 مشکی 23.2%
3 خاکستری 15.5%
4 نقره ای 14.5%
5 قرمز 10.3%
6 آبی 9.0%
7 قهوه ای 1.4%
8 سبز 0.7%
9 بژ 0.4%
10 نارنجی 0.4%
11 طلایی 0.3%
12 زرد 0.2%
13 بنفش 0.1%

این مطالعه محبوبیت رنگ‌ها در ایالت‌های مختلف آمریکا را نیز نشان می‌دهد و خب درصد محبوبیت رنگ‌های سفید و مشکی نسبت به هر ایالت فرق می‌کند. در 50 نقطه از آمریکا که بیشترین جمعیت را دارند 28 محل رنگ سفید را بیش از همه انتخاب کرده‌اند و باقی ایالت‌ها نیز رنگ مشکی را رنگ اول می‌دانند. محبوب‌ترین رنگ غیر خاکستری هم قرمز در 41 محل بوده و پس از آن نیز رنگ آبی با فراوانی بیشتر در 9 منطقه می‌باشد.

مایباخ 57S برابوس مدل 2006، هم قیمت مرسدس-مایباخ S650 نو


پس‌ازاینکه برند فوق لوکس مایباخ در مأموریت خود که رقابت با بنتلی و رولزرویس بود شکست خورد، دایملر در سال 2012 آن‌را مُنحل کرد. البته نام مایباخ در سال 2015 دوباره بازگشت اما این بار صرفاً به نسخه‌ای لوکس‌تر از مرسدس S کلاس تبدیل شده بود و این یعنی دوران استقلال مایباخ به پایان رسیده بود. حال اما برای کسانی که خواهان محصولات واقعی مایباخ هستند خبر خوبی وجود دارد زیرا یک دستگاه مایباخ 57S مدل 2006 کم‌کار با تیونینگ برابوس برای فروش گذاشته شده است. این خودرو که تنها 14,800 کیلومتر کار کرده است، با کمتر از نیمی از قیمت اولیهٔ خود برای فروش گذاشته شده است.

روی برچسب قیمتی این مایباخ دست‌دوم عدد 199,900 یورو نقش بسته که هنوز هم مبلغ زیادی است اما بهتر است بدانید کسانی که می‌خواستند این سدان فوق لوکس را در سال 2006 به‌صورت صفرکیلومتر از برابوس خریداری کند، باید 504,804 یورو پرداخت می‌کردند. بااین‌حال، این مایباخ 57S برابوس مدل 2006 هم‌اکنون تقریباً هم قیمت با معادل امروزی خود یعنی مرسدس-مایباخ S650 با قیمت 202,550 دلاری است؛ بنابراین می‌توان با قیمت یک مایباخ S650 صفر که علیرغم تمام ویژگی‌های منحصربه‌فردش هنوز هم یک S کلاس است، یک مایباخ 57S واقعی با تیونینگ برابوس را خریداری کرد.

برابوس بیشترین و مهم‌ترین تغییرات در پیشرانهٔ 6 لیتری V12 توئین توربوی مایباخ 57S انجام داده است. در اولین قدم، حجم این موتور به 6.3 لیتر افزایش یافته و درنتیجه خروجی آن به 730 اسب بخار قدرت و 1320 نیوتن متر گشتاور رسیده است. البته برای مراقبت از ساختار گیربکس، گشتاور عظیم این پیشرانه به‌صورت الکترونیکی روی 1100 نیوتن متر محدود شده است. درهرحال 57S برابوس به لطف 118 اسب بخار قدرت و 100 نیوتن متر گشتاور بیشتر ظرف 4.4 ثانیه از صفر به سرعت صد کیلومتر بر ساعت می‌رسد و توانایی دستیابی به حداکثر سرعت 300 کیلومتر بر ساعت را دارد.

اما علاوه بر تقویت پیشرانه، برابوس رینگ‌های آلیاژی 21 اینچی ویژه با لاستیک‌های دانلوپ و یک ماژول پایین آوردن ارتفاع سیستم تعلیق بادی را هم برای 57S در نظر گرفته که ظاهر پویاتری به این سدان فوق لوکس بخشیده است؛ اما ازآنجایی‌که این خودرو کاملاً مجهز و فول آپشن است، تیونر کار چندانی در داخل آن انجام نداده و تغییرات داخلی صرفاً به اضافه شدن 320 کیلومتر بر ساعت به سرعت‌سنج، تلویزیون و شاسی قفل درهای مخصوص برابوس محدود می‌شود.

لامبورگینی اوروس کان دیزاین، دست‌پختی جذاب برای ثروتمندان!


کمپانی تیونینگ کان دیزاین قبلاً با انجام یک نظرسنجی از طرفداران خود خواسته بود که درباره تولید یک لامبورگینی اوروس صورتی یا بنفش‌رنگ نظر بدهند اما ظاهراً تصمیم نهایی دراین‌باره گرفته نشده و این تیونر بجای خودروهای یاد شده پیشنهادی ملایم‌تر دارد. پیشنهاد 10 هزار پوندی کان دیزاین باعث می‌شود اوروس شما ظاهر بهتری نسبت به رنگ‌های یاد شده پیدا کند.

این سوپر شاسی‌بلندی که مشاهده می‌کنید از بدنه‌ای نسبتاً تغییر یافته سود می‌برد و کان ترجیح داده از کیت بدنه بزرگ، بال متمایز و قطعاتی از این دست استفاده نکند. این خودرو هم‌اکنون با قیمت 179999 پوندی (235174 دلار) به فروش می‌رسد.

اوروس فرمان راست یاد شده از رینگ‌های 23 اینچی سبک‌وزن و فورج کاری شده سود برده و البته ظاهر آن‌ها بسیار شبیه رینگ‌های استاندارد خودرو است. رینگ و لاستیک‌های این خودرو با قیمت 7800 پوند عرضه می‌شوند. تکمیل کننده تغییرات ظاهری نیز نشان‌های کان و رنگ قرمز درخشان آن است.

اگر به دنبال تغییرات بیشتر بوده و می‌توانید از عهده پرداخت بیش از 200 هزار پوند بربیایید کان دیزاین کابین را هم ارتقا می‌بخشد که از جمله بهبودهای این بخش می‌توان به چرم ناپا، آلکانترا، جیر و دوخت هایی با رنگ‌های متمایز اشاره کرد.

پیشرانه 8 سیلندر 4 لیتری توئین توربوی اوروس تغییری نداشته و بنابراین همچنان قدرت 641 اسبی و گشتاور 850 نیوتون متری تولید می‌کند. این شاسی‌بلند تنها به 3.6 ثانیه زمان نیاز دارد تا از سکون به سرعت 100 کیلومتر در ساعت برسد. حداکثر سرعت اوروس نیز 305 کیلومتر در ساعت می‌باشد.

جنگ پیکاپ‌های الکتریکی، ریویان، تسلا یا هامر؟


سال 2021 سال پیکاپ‌های الکتریکی خواهد بود زیرا در این سال جی‌ام‌سی پیکاپ هامر EV را به بازار عرضه می‌کند و تسلا تولید سایبرتراک را آغاز می‌کند درحالی‌که زودتر از آن‌ها یعنی در نیمهٔ دوم سال جاری ریویان R1T هم راهی بازار خواهد شد. هرچند فعلاً اطلاعات کمی از هامر EV میدانیم اما بد نیست به‌طور اجمالی آن‌را با دو رقیب دیگر مقایسه کنیم. بزرگ‌ترین ویژگی این خودرو خروجی حیرت‌انگیز 1000 اسب بخار قدرت و 15574 نیوتن متر گشتاور قوای محرکهٔ آن است که اعداد بسیار بزرگی هستند اما هنوز نمی‌دانیم که این تنها نسخهٔ هامر EV خواهد بود یا نسخه‌های ضعیف‌تری هم برای آن ارائه خواهد شد.

قوی‌ترین نسخهٔ ریویان 760 اسب بخار قدرت و 1120 نیوتن متر گشتاور دارد که هرچند در برابر اعداد هامر ناچیز به نظر می‌رسند اما باید توجه داشت که این اعداد طبق اندازه‌گیری‌های سنتی اعلام شده‌اند و کل گشتاوری که R1T به زمین منتقل می‌کند 14 هزار نیوتن متر است. هرچند این عدد هنوز هم از هامر کمتر است اما احتمالاً گشتاور دیوانه‌واری که توسط جی‌ام‌سی اعلام شده هم طبق همین اندازه‌گیری بوده است؛ اما دو نسخهٔ ضعیف‌تر از R1T هم وجود دارد که نسخهٔ پایهٔ آن 400 اسب بخار قدرت و 560 نیوتن متر گشتاور و نسخهٔ دوربرد 700 اسب بخار قدرت و 1120 نیوتن متر گشتاور دارد. مجموع گشتاوری که نسخهٔ پایه به زمین منتقل می‌کند نیز 7 هزار نیوتن متر و نسخهٔ دوربرد 14 هزار نیوتن متر اعلام شده است.

سایبرتراک هم مثل R1T در سه نسخهٔ مختلف شامل تک موتورهٔ محرک عقب، دو موتورهٔ چهارچرخ محرک و سه موتورهٔ چهارچرخ محرک عرضه می‌شود. به گفتهٔ تسلا، بالاترین نسخهٔ سایبرتراک یعنی مدل سه موتوره در کمتر از 2.9 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر بر ساعت می‌رسد که این یعنی می‌تواند هامر و ریویان (در سریع‌ترین نسخه) که برای این کار به 3 ثانیه زمان نیاز دارند را مغلوب کند. از لحاظ بُرد هم به نظر می‌رسد سایبرتراک پیروز میدان باشد زیرا نسخهٔ سه موتورهٔ آن می‌تواند با هر بار شارژ بیش از 800 کیلومتر را طی کند درحالی‌که این عدد در دو نسخهٔ پایین‌تر به ترتیب 480 و 400 کیلومتر است. از سوی دیگر، بُرد سه نسخهٔ R1T هم به ترتیب بیش از 370، 480 و 650 کیلومتر اعلام شده است؛ اما سؤال بزرگ در مورد بُرد هامر است که فعلاً هیچ عدد رسمی برای آن اعلام نشده اما می‌توان انتظار داشت که بتواند با هر بار شارژ حداقل 500 کیلومتر را طی کند.

یکی دیگر از ویژگی‌های نامعلوم هامر قیمت است که البته گمانه‌زنی‌هایی در مورد 90 هزار دلار وجود دارد ولی هرگز نمی‌توان آن‌را قطعی دانست. در مورد سایبرتراک اما این مشکل وجود ندارد زیرا تسلا قیمت نسخهٔ پایهٔ آن‌را 39,900 دلار، نسخهٔ دو موتور 49,900 دلار و نسخهٔ سه موتوره را 69,900 دلار اعلام کرده است. این در حالی است که R1T بسیار گران‌تر خواهد بود زیرا گفته شده قیمت نسخهٔ میانی آن از 69 هزار دلار شروع می‌شود و در نسخهٔ بالایی به 100 هزار دلار می‌رسد. البته انتظار می‌رود قیمت‌گذاری دقیق این پیکاپ اواخر امسال مشخص شود. درهرحال این فقط یک مقایسهٔ کوتاه و اجمالی بین سه پیکاپ الکتریکی آینده بود اما در این عرضه مدعیان دیگری مثل فورد F150 الکتریکی و بولینگر B2 هم حضور خواهند داشت و همچنین تازه‌واردهایی مثل کارما، فیسکر و لُردستون نیز به آن‌ها خواهند پیوست.

شکایت از فراری به خاطر نام “پورسانگ”!


فراری شاید مشهورترین خودروساز دنیا باشد که به خاطر سوپرکارها و هایپرکارهایی با طراحی‌های نفس‌گیر، پیشرانه‌های قوی و میراثی گران‌بها در مسابقات خودرویی و ویژگی‌های انحصاری خود شناخته می‌شود. اسب رقصان ایتالیا همچنین به خاطر فعالیت بسیار زیاد قانونی و حقوقی شناخته شده و هر چیزی که به هویت و ذهنیت این برند صدمه‌ای بزند فوراً با واکنش وکلای قانونی فراری روبرو خواهد شد.

اما این بار در داستانی کاملاً برعکس، یک موسسه خیریه غیرانتفاعی از فراری به خاطر استفاده از نام پورسانگ شکایت کرده است! معنی این واژه می‌تواند “خون خالص” یا “کامل” باشد. این نام قرار است یا بهتر است بگوییم قرار بود در اولین شاسی‌بلند تاریخ فراری بکار رود.

موسسه پورسانگ این نام را به عنوان راهی برای نشان دادن مخالفت با دوپینگ در ورزش انتخاب کرده است. موسسه یاد شده علاوه بر فعالیت‌های ضد دوپینگ خود کمپ‌های تمرینی برای دوندگان در کنیا تأسیس کرده و بررسی‌های سلامتی افراد سالمند را نیز انجام می‌دهد. این موسسه همچنین گفته نام پورسانگ را در سال 2013 برای استفاده روی لباس‌ها و سایر محصولات ثبت تجاری کرده است. آن‌ها تلاش داشته‌اند تا با مدیران فراری تماس بگیرند اما از آنجایی که راهی برای دست‌یابی به توافق وجود نداشته، بنابراین ثبت تجاری فراری برای این نام در اروپا را مسدود کرده‌اند. فراری گفته این موسسه استفاده کافی از نام پورسانگ را برای تضمین انحصاری بودن آن انجام نداده و در طول 5 سال گذشته از این نام اصلاً استفاده‌ای نکرده است.

الساندرو مازتی وکیل این موسسه خیریه اظهار داشته این ماجرا بسیار واضح و روشن است. او گفته شواهد زیادی برای فعالیت این موسسه وجود داشته و حتی آن‌ها با آدیداس برای تولید کفش‌ها و لباس‌هایی با این نام توافق داشته‌اند. مؤسس این خیریه هم گفته است: “من با اینکه می‌دانم در برابر یکی از مهم‌ترین برندهای دنیا قرار گرفته‌ام اما از این موضوع ترسی ندارم.”

خداحافظی با لینکلن MKZ تا پایان امسال


در بخشی از اعلامیهٔ لینکلن برای همکاری با ریویان آمده است که برند لوکس فورد قصد دارد تا پایان سال جاری به تولید سدان MKZ در کارخانهٔ خود در مکزیک پایان دهد. به گزارش اتوبلاگ، تولید این سدان لوکس اواسط امسال به پایان می‌رسد و دیگر مدل 2021 برای آن وجود نخواهد داشت. در ادامهٔ این اعلامیه آمده است که کنار رفتن MKZ باعث می‌شود کارخانهٔ مکزیک برای تولید خودروهای جدید فورد آماده شود. البته این شرکت هیچ حرفی در مورد محصولات آیندهٔ خود نزده است.

شایعات در مورد مرگ MKZ اما به چندین سال پیش بازمی‌گردد و اولین گزارش‌ها ادعا می‌کردند 2019 آخرین مدل آن خواهد بود. در آن زمان لینکلن هنوز به فکر توسعهٔ جانشینی برای MKZ بود. شایعات بعدی اما حاکی از آن هستند که این شرکت قصد احیای نام زفیر را دارد تا به‌عنوان یک سدان جدید دیفرانسیل عقب جایگزین MKZ شود. درهرحال فعلاً با حذف MKZ، سدان کانتیننتال تنها خودروی سنتی در سبد محصولات لینکلن خواهد بود و همچنین ممکن است آخرین سدان این شرکت هم باشد.

در آخرین توافق فورد با اتحادیهٔ کارگران اتومبیل‌سازی گفته شده تولید کانتیننتال در کارخانهٔ Flat Rock تا پایان چرخهٔ عمر آن ادامه خواهد داشت اما در این اسناد هیچ اشاره‌ای به جانشین نشده و هیچ شایعات محکمی هم در این رابطه وجود ندارد. از سوی دیگر، شایعات مربوط به احیای زفیر هم فعلاً رسماً تأیید نشده‌اند؛ بنابراین اگر از این سدان جدید هم خبری نباشد، در آینده‌ای نه‌چندان دور در سبد محصولاتت لینکلن فقط شاهد حضور شاسی‌بلندها خواهیم بود.