قیمت و مشخصات اینفینیتی Q50 مدل 2020


اینفینیتی Q50 مدت نسبتاً زیادی است که در بازار حضور داشته اما این خودروساز به‌روزرسانی‌هایی را برای مدل سال 2020 این خودرو در نظر گرفته است.


خبر مهم اینکه پیشرانه‌ی 4 سیلندر 2 لیتری توربو که قدرت 208 اسبی و گشتاور 349 نیوتون متری دارد دیگر ارائه نمی‌شود. اینفینیتی به منظور پر کردن جای خالی این پیشرانه اقدام به معرفی مدل پایه‌ی جدیدی با نام Q50 3.0t Pure کرده که قیمت پایه‌ی آن برابر با 36400 دلار می‌باشد. به این ترتیب بهای این خودرو 750 دلار نسبت به مدل پایه‌ی Q50 2.0t Pure سال پیش افزایش یافته است.


اگرچه ما همیشه از افزایش قیمت خودروها متنفریم اما افزایش قیمت این خودرو چیز بدی نیست زیرا مدل یاد شده به‌صورت استاندارد با پیشرانه‌ی 6 سیلندر 3 لیتری توئین توربو که قدرت 300 اسب بخاری و گشتاور 400 نیوتون متری دارد عرضه می‌شود. همچنین مدل پایه‌ی Q50 3.0t Pure ارزان‌تر از مدل قبلی مجهز به همین پیشرانه یعنی Q50 3.0t Luxe با بهای 38400 دلاری است.


البته تجهیزات مدل Q50 3.0t Pure نسبت به مدل‌های فول کمتر است. با این وجود شاهد مواردی همچون چراغ‌های جلوی LED، سیستم اگزوز دوبل و رینگ‌های 17 اینچی هستیم. از دیگر موارد برجسته‌ی این مدل جدید می‌توان به صندلی‌های برقی جلو با تنظیم در 8 جهت، پوشش چرم، تریم مشکی و سیستم تهویه مطبوع دو ناحیه‌ای اشاره کرد.


متأسفانه اینفینیتی پکیجی را برای مدل پایه در نظر نگرفته و مشتریان حتی نمی‌توانند رنگ بدنه‌ی سفارشی را انتخاب کنند. به این ترتیب مشتریان تنها از بین 4 رنگ مشکی، گرافیت، پلاتینیم و سفید می‌توانند یکی را انتخاب کنند. البته مدل پایه‌ی جدید را می‌توان با سیستم چهار چرخ محرک سفارشی همراه نمود.


جدای از مدل پایه‌ی جدید، تمامی مدل‌های Q50 دارای سیستم اطلاعات سرگرمی جدید این خودروساز هستند که دارای صفحه‌نمایش 8 اینچی در بالا و صفحه‌نمایش 7 اینچی در پایین می‌باشد. این سیستم با اندروید اتو و اپل کارپلی همراه بوده و از سیری و دستورات صوتی گوگل پشتیبانی می‌کند.


به‌روزرسانی دیگر این خودرو کاملاً محدود بوده و رانندگان دو پورت USB جدید را خواهند دید. یک پورت از نوع تایپ A و دیگری از نوع تایپ C می‌باشد.

ویزمن پروجکت گکو، خودرویی مرموز با پرفورمنسی مطلوب


ماه پیش بود که ویزمن اولین تصویر تیزری از خودروی جدید خود را منتشر کرد. امروز هم این خودروساز تیزر دیگری را از محصول خود منتشر کرده و البته نام رسمی آن را نیز اعلام نموده است. شما را با پروجکت گکو آشنا می‌کنیم که سال آینده وارد بازار خواهد شد.


همان‌گونه که قبلاً مشخص شده بود، این شرکت آلمانی از پیشرانه‌ی 8 سیلندر 4.4 لیتری ب ام و برای خودروی جدیدش استفاده خواهد کرد. این پیشرانه با یک گیربکس 8 سرعته اتوماتیک همکاری کرده و نیرو را فقط به چرخ های عقب می‌فرستد. این مجموعه باعث می‌شود پروجکت گکو شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت 3.5 ثانیه‌ای داشته باشد. ویزمن همچنین گفته حداکثر سرعت این خودرو 320 کیلومتر در ساعت خواهد بود.


در بیانیه‌ی خبری ویزمن آمده است:

این خودرو که بیش از آن محصولی انقلابی باشد خودرویی تکامل یافته است وفاداری کاملی به DNA ویزمن داشته و همچنان مهندسی خاص یک سوپرکار را به رخ همگان خواهد کشید. پروجکت گکو قول یک پرفورمنس فوق‌العاده را می‌دهد.

اگرچه در طراحی این خودرو روند تکاملی مدل قبلی دیده می‌شود اما پلتفرم سبک‌وزن و جدیدی در آن بکار رفته که دارای سلول ایمنی و لوله‌ای یکپارچه و توزیع وزن 50/50 بین دو اکسل می‌باشد. گفته می‌شود ویزمن در پروجکت گکو از سیستم تعلیق کاملاً مستقل و با تنظیم دستی استفاده کرده و سیستم ترمز با 6 پیستون در جلو که دیسک‌های بزرگی دارند بکار رفته است.


اگرچه هنوز این خودرو رونمایی نشده اما گفته می‌شود ویزمن برای کاهش وزن خودرو از بدنه‌ی فیبر کربنی استفاده کرده است و در بخش عقب نیز یک اسپویلر برای بهبود آئرودینامیک نصب خواهد شد. ویزمن قول داده این خودروی قوی‌تر، دینامیک‌تر و دراماتیک‌تر از مدل قبلی خواهد بود.

رونمایی از خودروی جدید SCG برای کلاس هایپرکارهای WEC


اسکودریا کامرون گلیکنهاوس که با نام مخفف SCG شناخته می‌شود اولین تصاویر رسمی از جنگنده‌ی خود در کلاس جدید رقابت‌های قهرمانی استقامت جهان یا همان کلاس هایپرکارها را منتشر کرد.


خبر معرفی این خودرو که فعلاً نام رسمی ندارد برای اولین بار در چند ماه گذشته و با انتشار یک تیزر اعلام شده بود.


اولین نکته‌ای که توجه بیننده را به خود جلب می‌کند بال این خودروست. طراحان SCG در طراحی این خودرو ظاهراً از کانسپت آلفارومئو BAT دهه‌ی 50 میلادی الهام گرفته‌اند چراکه بالچه‌های بزرگی از قوس‌های چرخ عقب برخاسته و به بال افقی بزرگ عقبی متصل شده است.

این طراحی در عین اینکه ظاهر منحصربه‌فردی را به ارمغان آورده راندمان بسیار بالایی را نیز در پی دارد زیرا بدون ایجاد درگ زیاد اقدام به تولید داون فورس قابل‌توجهی می‌کند. در بخش جلوی خودروی مسابقه‌ای SCG نیز شباهت‌هایی با دیگر محصولات این شرکت دیده می‌شود.


SCG فعلاً مشخصات رسمی این خودرو را اعلام نکرده اما می‌دانیم که نیروبخش آن پیشرانه 6 سیلندر 3 لیتری توئین توربو خواهد بود. جیمز گلیکنهاوس قبلاً گفته بود این پیشرانه نیروی 650 اسب بخاری را به چرخ های عقب منتقل خواهد کرد. همچنین سیستم KERS نیز قدرت 150 اسبی را به اکسل جلو خواهد رساند.


دو دستگاه از این خودرو توسط SCG در کلاس هایپرکارها حضور خواهد یافت و تیم‌های مشتری نیز می‌توانند این خودرو را بخرند. همچنین SCG چندین نمونه‌ی جاده‌ای را به منظور همخوانی با قوانین تولید خواهد نمود.

از دیگر شرکت‌هایی که حضور خود در این کلاس جدید را تائید کرده‌اند می‌توان به تویوتا، استون مارتین و بای کولس ریسینگ اشاره کرد.

بررسی تخصصی فراری F8 تریبوتو، جنگنده ایتالیایی!


هر سوپرکار جدیدی طبیعتاً سریع‌تر، سبک‌تر و آئرودینامیک‌تر از مدل قبلی خود خواهد بود؛ بنابراین جای تعجبی ندارد که جدیدترین محصول فراری نیز تئوری تکاملی این برند را به بهترین وجه ممکن به نمایش می‌گذارد.


و تکامل دقیقاً همان چیزی است که F8 تریبوتو را توصیف می‌کند. اول از همه بیایید نگاهی به برگه مشخصات فنی بیندازیم. پیشرانه‌ی 8 سیلندر 3.9 لیتری این خودرو قدرت 710 اسب بخاری دارد که 49 واحد بیشتر از 488 GTB بوده و گشتاور آن نیز 770 نیوتون متر می‌باشد. این خودرو 40 کیلوگرم سبک‌تر و 10 درصد آئرودینامیک تر بوده و بدون ایجاد درگ اضافی داون فورس بیشتری تولید می‌کند. تمامی این موارد به معنی ثبت شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت 2.9 ثانیه‌ای است؛ اما مهم‌تر از شتاب اولیه باید به شتاب صفر تا 200 کیلومتر در ساعت 7.8 ثانیه‌ای و حداکثر سرعت 340 کیلومتر در ساعتی اشاره کنیم.


اگرچه فراری در هدف خود که همانا بهتر بودن F8 تریبوتو نسبت به 488 است رسیده اما کلیدی‌ترین جنبه‌ی این خودرو سیستم بهبود دهنده‌ی دینامیکی است که تکامل یافته و بنابراین این خودرو سواری لذت‌بخش‌تری دارد.


سیستم FDE فراری در 488 پیستا معرفی شده بود. این سیستم می‌تواند بصورت جداگانه کالیپرهای ترمز را کنترل کنند تا توازن و رفتار بهتری داشته باشند بنابراین لایه‌ی دیگری از درگیری راننده با خودرو ایجاد شده است. این سیستم هم‌اکنون در حالت ریس هم فعال می‌شود که حداکثر پرفورمنس را به دنبال دارد. FDE بخشی از تکنولوژی کنترل لغزش جانبی فراری است که همه‌چیز از دامپرهای تطبیقی گرفته تا دیفرانسیل الکترونیکی و خروجی پیشرانه را بصورت یکپارچه کنترل می‌کند.


یکپارچگی، کلید سواری F8 تریبوتو است. سیستم‌های الکترونیکی شاسی باهم همکاری نزدیکی داشته و همین امر باعث واکنش‌های نرم به دستورات راننده می‌شود و بنابراین F8 را در محدودیت‌های خود نگه می‌دارد. این خودرو اعتمادبه‌نفس زیادی را به راننده می‌دهد تا رانندگی خشن‌تری داشته باشد. شما می‌توانید با ایمنی بسیار خودرو را به محدودیت‌های خود برسانید چراکه می‌دانید سیستم‌های ایمنی در حال کار در پس‌زمینه هستند تا بتوانند فاکتور هیجان بیشتری را ایجاد نمایند.


این موضوع با کار سخت پیشرانه میسر شده است. دور پیشرانه درست همانند آنچه از نیروگاه‌های 8 سیلندر فراری انتظار دارید بالا می‌رسد اما نباید هیچ ترسی داشته باشد.


سیستم مدیریت گشتاور متغیر فراری بار دیگر ظاهر شده تا احساس یک پیشرانه‌ی تنفس طبیعی را بازسازی کند. حداکثر گشتاور 770 نیوتون متری F8 تریبوتو تنها در دنده‌ی آخر قابل‌دستیابی است اما خب در دورهای میانی هم گشتاور زیادی وجود داشته و پاسخ پدال گاز نیز بدون هرگونه تأخیری حس می‌شود. فراری تلاش‌های زیادی روی بهبود پاسخ پدال گاز داشته و این موضوع را مشاهده می‌کنیم.


با وجود چنین گشتاور عظیمی، گیربکس نیز باید تحسین شود. تعویض‌های دنده در کسری از ثانیه انجام می‌شود و از این نظر هیچ مشکلی وجود ندارد.


میزان چسبندگی و چابکی برای خودرویی که باید بین درگیر کنندگی، هیجان یک سوپرکار و استفاده‌ی روزمره توازن ایجاد کند فوق‌العاده خوب است. فرمان نیز از نظر سرعت و تنظیمات خاص محصولات فراری بوده و بسیار سریع و دقیق است و اگرچه توزیع وزن خوبی دارد اما اطلاعات زیادی را به راننده منتقل نمی‌کند.


احساس جاده‌ی F8 تریبوتو با مک لارن 720S قابل‌مقایسه نیست بنابراین موضوع خوب اینکه سیستم‌های الکترونیکی پوششی روی توازن شاسی ایجاد نکرده‌اند. سیستم FDE پلاس نیز به شما اجازه می‌دهد تا توانایی‌های خودرو را کاملاً موردبررسی قرار دهید. شما حس می‌کنید که خودرو شروع به چرخش در پیچ می‌کند و لاستیک‌های عقب نیز همراه با گاز دادن شما دود می‌کنند و گشتاور هم به کشش غلبه می‌کند؛ اما چیزی که حس نمی‌کنیم ایجاد اختلال در سیستم‌های شاسی و از بین بردن حس ناب چرخش بخش عقب خودروست. نتیجه‌ی نهایی اینکه فراری بدون راننده را بترساند او را درگیر می‌کند.


میزان قابلیت استفاده‌ی روزمره‌ی F8 تریبوتو هم احساس‌برانگیز است چراکه حالت جاده‌ی پر از دست‌انداز در سیستم تعلیق وجود دارد که باعث نرم‌تر شدن دامپرها می‌شود و چاله‌ها و ناهمواری‌ها تأثیر زیادی روی شاسی ندارند.


البته همه‌چیز در حد بسیار خوب و عالی قرار ندارد. از آنجایی که ریشه‌ی کابین این خودرو به مدل 458 بازمی‌گردد بنابراین کار کردن با برخی موارد خیلی ساده نیست. البته کیفیت کابین در حد خودرویی با این برچسب قیمتی است.


همچنین صدای تولیدی پیشرانه نیز می‌توانست بهتر باشد اما خب باید به فراری احترام گذاشت چراکه تلاش داشته صدای طبیعی‌تری را روانه‌ی کابین کند.

با توجه به نام خودرو می‌توان گفت F8 تریبوتو می‌توانست خودرویی خاص‌تر هم باشد. این‌گونه حس می‌شود که ما منتظر عصر خودروهای هیبریدی بوده‌ایم اما در این حالت هم شتاب گیری این خودرو همانند سایر محصولات 8 سیلندر فراری می‌باشد. F8 تریبوتو خودروی سریع و درعین‌حال تواناست که در این میان سیستم‌های الکترونیکی نقش مهمی بازی می‌کنند. البته این خودرو بدون عیب نیست اما روشی تکاملی برای ارائه‌ی پرفورمنسی عالی را انتخاب کرده است. یک محصول برجسته‌ی دیگر از فراری…

مشخصات فراری F8 تریبوتو

  • قیمت: 203476 پوند
  • پیشرانه: 8 سیلندر 3.9 لیتری توربوی بنزینی
  • قدرت/گشتاور: 710 اسب بخار/770 نیوتون متر
  • گیربکس: 7 سرعته اتوماتیک، دیفرانسیل عقب
  • شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت: 2.9 ثانیه
  • حداکثر سرعت: 340 کیلومتر در ساعت
  • مصرف سوخت: 10.8 لیتر در هر صد کیلومتر

[دانلود ویدئو]

منبع: autoexpress

6 جایگزین ارزان‌تر برای لندروور دیفندر جدید


پس از معرفی یکی از خبرسازترین و معروف‌ترین شاسی بلندهای جهان، لندروور دیفندر سرانجام برای اولین بار در 25 سال اخیر وارد بازار آمریکا خواهد شد. این خودرو به‌صورت 3 یا 5 درب و با پیشرانه‌های 4 سیلندر 2 لیتری توربو یا 6 سیلندر هیبریدی شده در دسترس خریداران خواهد بود.

لندروور می‌گوید مدل پایه‌ی P300 که قدرت 296 اسب بخاری دارد با بهای پایه‌ی 49900 دلاری در دسترس خواهد بود درحالی‌که قیمت مدل P400 با خروجی 395 اسبی به 62250 دلار می‌رسد. نسخه‌ی پلاگین هیبریدی دیفندر جدید نیز در آینده تولید خواهد شد. دیفندر یکی از مهم‌ترین محصولات این خودروساز بریتانیایی بوده و هدیه‌ای جذاب برای دوستداران آفرودرهای لوکس می‌باشد اما اگر شما نمی‌توانید از عهده‌ی پرداخت حدود 50 هزار دلار برای این شاسی‌بلند بربیایید گزینه‌های جایگزین و کارکرده‌ی آن‌هم وجود دارند که شما را با آن‌ها آشنا می‌کنیم.

  • لندروور رنجروور مدل‌های 2013 تا 2017

طراحی خشن و سادگی نسبی دیفندر پایه شاید باعث جذب برخی افراد شود اما اگر شما خواهان یک آفرودر با چاشنی لوکس بودن باشید چرا یک رنجروور کارکرده را امتحان نکنید؟ رنجروور هنوز هم پرچم‌دار لندروور بوده و شما می‌توانید نسل فعلی و کارکرده‌ی آن را با قیمت کمتر از 50 هزار دلار در بازار پیدا کنید.

اکثر رنجروورهای حاضر در این بازه‌ی قیمتی به پیشرانه‌ی 6 سیلندر 3 لیتری سوپرشارژردار مجهز هستند اما ما چندین نمونه دست‌دوم با پیشرانه‌ی 8 سیلندر 5 لیتری سوپرشارژردار و 6 سیلندر دیزلی را نیز یافتیم. بهترین کار یافتن نمونه‌هایی است که توسط خود لندروور تائید شده‌اند. رنجروور قطعاً خودروی راحت‌تر و لوکس‌تری در مقایسه با دیفندر جدید است و از نظر توانایی آفرود نیز در همان حد قرار دارد.

  • مرسدس بنز G کلاس مدل‌های 2012 تا 2013

مرسدس بنز G کلاس شاید نزدیک‌ترین رقیب دیفندر باشد اما حتی مدل پایه‌ی G550 2019 نیز قیمت پایه‌ی 124500 دلاری دارد. خوشبختانه مدل‌های زیادی از نسل قبلی در تریم های G550، G500، G55 AMG و حتی G63 AMG وجود دارد که با قیمت‌های مختلف در بازار کارکرده‌ها دست‌به‌دست می‌شوند. قیمت این خودروها بسیار متنوع اما مناسب بوده و البته که G کلاس یکی از خوش‌ساخت‌ترین محصولات مرسدس بوده و از نظر قابلیت اطمینان مشکل خاصی ندارد.

  • جیپ رانگلر

شاید شما خیلی به ظواهر و اشرافیت اهمیت ندهید و به همین خاطر می‌توانید سراغ جیپ رانگلر بروید. این خودرو قیمت پایه‌ی 28295 دلاری داشته و واضح است که نمونه‌های کارکرده‌ی آن با قیمت بسیار کمتری در دسترس هستند. اگر مدل چهار درب مواب را مدنظر قرار دهید قیمت خودرو به 51300 دلار می‌رسد که در واقع گران‌تر از دیفندر پایه است. اگر به دنبال یک رانگلر با آپشن های زیاد باشید قطعاً ارزش خرید صفرکیلومتر را نخواهد داشت زیرا این خودرو وارد محدوده‌ی یک دیفندر جدید می‌شود که قیمتی مشابه دارد.

  • تویوتا 4 رانر

تویوتا 4 رانر نیز همانند رانگلر یک شاسی‌بلند با قیمت ارزان‌تر است. قیمت پایه‌ی تریم SR5 این شاسی‌بلند ژاپنی برابر با 35310 دلار بوده اما قیمت مدل آفرود TRD Pro به 46815 دلار می‌رسد. مشتاقیم بدانیم آیا لندروور خواهد توانست مشتریان 4 رانر فول آپشن را از چنگ تویوتا دربیاورد یا خیر.

  • تویوتا FJ کروزر مدل‌های 2007 تا 2014

بخش اعظم جذابیت دیفندر جدید به استایل رتروی آن مربوط می‌شود. ولی اگر شما خواهان کمی نوستالژی باشید می‌توانید تویوتا FJ کروزر را انتخاب کنید. این خودرو بین سال‌های 2007 تا 2014 و تنها با یک پیشرانه‌ی 6 سیلندر 4 لیتری با قدرت‌های 239 تا 260 اسب بخاری عرضه شد. این خودرو دارای گیربکس 6 سرعته دستی یا 5 سرعته اتوماتیک بوده و نیروی پیشرانه به چرخ های عقب یا تمامی چرخ ها منتقل شده است.

FJ کروزر پس از توقف تولید به خودرویی کلکسیونی تبدیل شد و قیمت مدل‌های تمیز آن در حدود 50 هزار دلار می‌باشد. البته نسخه‌های با کارکرد بالا را می‌توان با قیمت‌های زیر 10 هزار دلار و نمونه‌های متوسط را بهای زیر 20 هزار دلار پیدا کرد.

  • لکسس LX 570 مدل‌های 2008 تا 2015

این خودرو به‌آسانی لقب بهترین جایگزین دیفندر جدید را به خود اختصاص می‌دهد. لکسس LX 570 فاقد ظاهر نوستالژیک بوده اما برخلاف لندروور در مسیرهای آفرود هیچ‌گونه خرابی‌ای نخواهد داشت. اکثر خودروهای لکسس از نظر قابلیت اطمینان بسیار خوب هستند اما LX در زمین متفاوتی بازی می‌کند. شما می‌توانید نسل فعلی این خودرو را با قیمت کمتر از 20 هزار دلار در بازار پیدا کنید. البته از روبرو شدن با مدل‌هایی که کارکرد بالایی داشته یا فاقد گارانتی هستند نترسید زیرا LX یکی از قابل‌اعتمادترین خودروهای این کلاس است.

منبع: carbuzz

پکیج ظاهری اسکورپیون برای فیات 124 اسپایدر مدل 2020


فیات آمریکا جزئیاتی در مورد 124 اسپایدر مدل 2020 اعلام کرده و همان‌طور که انتظار می‌رفت تغییرات چشمگیری برای این مدل صورت نگرفته است. بااین‌حال، مهم‌ترین به‌روزرسانی 124 مدل 2020 ارائهٔ یک پکیج ظاهری جدید بنام اسکورپیون استینگ با قیمت 395 دلار است. این پکیج که فقط برای نسخهٔ آبارث قابل سفارش است، شامل عقرب نماد آبارث روی کاپوت و نوارهای قرمزرنگ در طرفین خودرو می‌شود. این عقرب قرمزرنگ روی کاپوت یادآور نشان افسانه‌ای آبارث و همین‌طور مؤسس آن، «کارل آبارث» است که برج فلکی او عقرب بود. روی خطوط جانبی هم همین نشان عقرب دیده می‌شود.

ارائهٔ این پکیج شاید ادای احترامی به هفتادمین سالگرد آبارث باشد اما فیات می‌توانست توجه بیشتری به چنین نقطهٔ عطف مهمی داشته باشد خصوصاً با توجه به اینکه خود فیات امسال 120 ساله شده است؛ بنابراین بهتر بود بجای چند برچسب عقرب، چیزی مثل ارتقاء قدرت یا حداقل کیت بدنهٔ تهاجمی‌تر برای 124 اسپایدر ارائه می‌شد اما متأسفانه خبری از این ویژگی‌ها نیست و این رودستر ایتالیایی-ژاپنی همچنان با همان پیشرانهٔ 1.4 لیتری چهار سیلندر توربو ارائه می‌شود که در نسخهٔ پایه 160 اسب بخار و در نسخهٔ آبارث 164 اسب بخار قدرت تولید می‌کند.

124 اسپایدر مدل 2020 همچنان در سه تیپ مختلف کلاسیکا، لوسو و آبارث با قیمت پایهٔ 25,390 دلار به بازار عرضه می‌شود که 50 دلار کمتر از مدل 2019 است. تیپ لوسو اما 28,145 دلار قیمت دارد که 100 دلار بیشتر از مدل سال قبل است؛ و نهایتاً قیمت نسخهٔ آبارث نیز از زیر 30 هزار دلار آغاز می‌شود. نکتهٔ عجیب اینکه فیات اوایل سال جاری نسخه‌ای بنام Urbana را هم برای 124 اسپایدر ارائه کرد ولی در حال حاضر در لیست فروش فیات اثری از این نسخه دیده نمی‌شود.

دومین محصول بوگاتی در راه است


پس از تبدیل شدن به خودروسازی که برای اولین بار از سد سرعت 300 کیلومتر بر ساعت عبور کرد، بوگاتی حالا آمادهٔ اضافه کردن خودروی دوم به سبد محصولات خود است. رئیس این شرکت، «استفان وینکلمن» در مصاحبه‌ای با بلومبرگ رسماً اعلام کرده است که محصول جدید بوگاتی در راه است. به گفتهٔ وینکلمن، این محصول می‌تواند یک خودروی چهارنفره با مقداری توانایی آفرود باشد که این اساساً توصیفی از یک شاسی‌بلند است. بوگاتی اما برای توسعهٔ این پروژهٔ جدید در جستجوی بودجه است.

با توجه به اینکه پورشه از سفتهٔ آلمان که Schuldschein نامیده می‌شود (یک ابزار سنتی برای بدهی در آلمان با سررسید معمول بین 2 تا 10 سال) استفاده کرد تا مقداری از بودجهٔ لازم برای توسعهٔ تایکان را تأمین کند، بوگاتی هم به دنبال راه‌های مشابهی برای تأمین بودجهٔ موردنیاز خود است. البته تقاضا برای هایپرکارهای رده‌بالا همیشه زیاد است و بوگاتی از این موضوع بهرهٔ زیادی برده است زیرا به گفتهٔ وینکلمن، تقریباً تمامی 30 دستگاهی که از شیرون سوپراسپرت ساخته خواهد شد هم‌اکنون فروخته شده‌اند. پیش‌ازاین نیز هر 10 دستگاه از مدل ویژهٔ چنتودیچی 8 میلیون دلاری حتی پیش از رونمایی به فروش رفتند.

از سوی دیگر، وینکلمن معتقد است قوای محرکهٔ الکتریکی هنوز برای هایپرکاری مثل شیرون کارکرد مناسبی ندارند زیرا این خودروها همچنان به قدرت شلیکی پیشرانه‌های درون‌سوز نیاز دارند. به عقیدهٔ وی، در حال حاضر یک ترکیب هیبریدی گزینهٔ مناسب‌تری است و هنوز زمان زیادی برای موتورهای درون‌سوز باقیمانده است.

کسب بالاترین امتیاز ایمنی IIHS توسط تسلا مدل 3


یکی از داغ‌ترین خبرهای این روزهای صنعت خودرو به حضور تسلا در نوربرگ رینگ مربوط می‌شود. این شرکت آمریکایی در حال تلاش برای شکستن رکورد پورشه در این پیست افسانه‌ای بوده و البته مشتریان عادی از شنیدن اینکه پرفروش‌ترین محصول تسلا توانسته بالاترین امتیاز ایمنی را از IIHS دریافت کند خوشحال خواهند شد.


امتیاز کامل Top Safety Pick+  به خودروهایی اعطا می‌شود که امتیازات خوب را در تست اورلپ کوچک سمت سرنشین و تست چراغ‌های جلو به دست آورند. همچنین این خودروها باید در اورلپ کوچک سمت راننده، اورلپ جلوی متوسط، تست‌های استحکام سقف، پروفایل جانبی و حفاظت از سر نیز امتیاز خوب را کسب کنند.


تسلا مدل 3 در همه‌ی تست‌ها امتیاز خوب را کسب کرده و سیستم پیشگیری از برخورد آن نیز موفق به دریافت امتیاز عالی شده است. این خودروی الکتریکی در این تست عملکرد درخوری داشته و سیستم پیشگیری از برخورد آن توانسته در هر دو تست با سرعت‌های 20 و 40 کیلومتر در ساعت از برخورد خودرو با مانع جلوگیری نماید. IIHS می‌گوید ساختار این خودروی الکتریکی در تست اورلپ استحکام بالایی داشته است. ریسک جراحت بخش پایینی پای راننده به لطف ستون جلویی خودرو کمترین میزان ممکن خواهد بود.

IIHS همچنین می‌گوید تسلا مدل 3 پس از آئودی E-Tron دومین خودروی الکتریکی است که بالاترین امتیاز ایمنی این موسسه را دریافت می‌کند. هر دو خودرو با تجهیزات استاندارد خود به این امتیاز دست یافته‌اند و نیازی به تجهیزات ایمنی سفارشی نبوده است. شورولت بولت نتوانسته بالاترین امتیاز ایمنی را کسب کند زیرا چراغ‌های جلوی آن امتیاز ضعیف را دریافت کرده‌اند. موضوع جالب اینکه هیوندای نکسوی سلول سوختی هم با تجهیزات استاندارد خود امتیاز بالایی را کسب کرده است.

[دانلود ویدئو]

ماسل کارها: تاریخچهٔ موستانگ شلبی (قسمت پنجم)


در قسمت قبلی سری مطالب تاریخچهٔ موستانگ شلبی گفتیم که نسل پنجم موستانگ برای مدل 2010 یک فیس‌لیفت و به‌روزرسانی عمده را تجربه کرد و بنابراین نسخهٔ شلبی هم در ظاهر دستخوش تغییرات بزرگی شد. در این فیس‌لیفت علیرغم تغییرات ظاهری بنیادین، هیچ‌کدام از پیشرانه‌های موستانگ تغییری نکرد که این یعنی زیر کاپوت شلبی GT500 مدل 2010 همچنان همان موتور V8 سوپرشارژ قبلی قرار داشت اما خروجی آن با 40 اسب بخار و 40 نیوتن متر افزایش، به 540 اسب بخار قدرت و 690 نیوتن متر گشتاور افزایش یافت که دقیقاً هم‌اندازهٔ مدل GT500KR بود زیرا این افزایش خروجی به لطف استفاده از ارتقاءهای GT500KR به دست آمده بود. این ارتقاء همچنین مصرف سوخت شلبی جدید را هم کاهش داد.

Mustang Shelby GT500 2010

علاوه بر این، SVT تعلیق موستانگ شلبی GT500 را هم از نو تنظیم کرده و آن‌را به رینگ‌های 19 اینچی فورج‌کاری شده با لاستیک‌های گودیر مجهز کرده بود. البته این رینگ‌های جدید فقط در مدل کوپه ارائه می‌شد و نسخهٔ کابریولت همچنان از همان رینگ‌های 18 اینچی قبلی استفاده می‌کرد. به لطف این تغییرات، موستانگ شلبی GT500 مدل 2010 می‌توانست ظرف 4.2 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر در ساعت رسیده و به حداکثر سرعت 290 کیلومتر در ساعت دست پیدا کند درحالی‌که توانایی تحمل شتاب جانبی 1.0 جی را هم داشت. تولید GT500 اما محدود به دو هزار دستگاه در سال بود.

Mustang Shelby GT500 2010

 

قلب تپندهٔ جدید

همان‌طور که گفتیم، هرچند موستانگ برای مدل 2010 به‌روزرسانی بزرگی را تجربه کرد اما کل خانوادهٔ آن در این مدل همچنان از همان پیشرانه‌های قبلی که در زمان معرفی نسل پنجم در سال 2005 ارائه شده بود استفاده می‌کردند؛ اما یک سال بعد یعنی برای مدل 2011 فورد خانه‌تکانی کاملی در موتورهای موستانگ انجام داد و پیشرانهٔ تمامی مدل‌ها تغییر کردند؛ بنابراین در سینهٔ شلبی GT500 مدل 2011 هم قلب یک پیشرانهٔ 5.4 لیتری V8 آلومینیومی جدید قرار گرفت که از موتور آهنی قبلی 45 کیلوگرم وزن کمتری داشت و 10 اسب بخار قدرت بیشتری هم نسبت به تولید می‌کرد؛ بنابراین قدرت GT500 مدل 2011 به 550 اسب بخار رسید؛ اما علاوه بر وزن کمتر و قدرت بیشتر، موتور آلومینیومی جدید این ماشین مصرف سوخت کمتری هم داشت به‌گونه‌ای که در هر صد کیلومتر در شهر 16 و در بزرگراه 10 لیتر بنزین مصرف می‌کرد.

Mustang Shelby GT500 2011

در شلبی GT500 مدل 2011 اما علاوه بر تغییر پیشرانه، تغییراتی هم به‌منظور بهبود هندلینگ صورت گرفته بود که یکی از آن‌ها کاهش ارتفاع خودرو به میزان 11 میلی‌متر در جلو و 8 میلی‌متر در عقب بود. علاوه بر این، GT500 به سیستم کمکی الکتریکی جدید فرمان فورد هم مجهز شده بود که موجب سریع‌تر و دقیق‌تر شدن سیستم فرمان و بهبود عملکرد آن در مسیرهای پیچ‌درپیچ در هنگام پارک کردن می‌شد. همچنین برای شلبی GT500 مدل 2011 پکیجی سفارشی بنام SVT پرفورمنس هم ارائه شده بود که شامل رینگ‌های کاملاً جدید آلومینیومی سبک‌وزن فورج‌کاری شدهٔ 19 اینچی در جلو و 20 اینچی در عقب، لاستیک‌های گودیر ایگل F1 سوپرکار، تنظیم عملکردی کمک‌های جلو و عقب با فنرهای سفت‌تر و مواردی دیگر می‌شد. این تغییرات موجب بهبود عملکرد و هندلینگ خودرو شده بود به‌گونه‌ای که شلبی GT500 مدل 2011 یک دور پیست VIR را ظرف 2 دقیقه و 58 ثانیه طی کرد که سریع‌تر از خودروهایی چون ب‌ام‌و M3، آئودی R8 V10، دوج وایپر و پورشه 911 GT3 بود.

Mustang Shelby GT500 2011

 

GT350 جدید، دست‌پروردهٔ شلبی آمریکن

همان‌طور که در قسمت‌های قبلی گفتیم، هرچند فورد در نسل پنجم موستانگ با ساخت GT500 جدید رسماً موستانگ شلبی را احیا کرد اما خبری از مدل GT350 نبود و GT500 تنها عضو خانوادهٔ موستانگ شلبی جدید محسوب می‌شد؛ اما هرچند فورد رسماً هیچ‌گاه در نسل پنجم موستانگ مدل شلبی GT350 را تولید نکرد، شرکت شلبی (در سال 2009 نام این شرکت رسماً به شلبی آمریکن تغییر یافت) به مناسبت چهل‌وپنج‌سالگی اولین موستانگ شلبی GT350 مدل 1965، تصمیم به ساخت نسخهٔ جدیدی از این خودرو گرفت و در مراسم افتتاح حراجی برت جکسون، GT350 کاملاً جدیدی را معرفی کرد. البته همان‌طور که گفته شد این خودرو توسط شلبی آمریکن ساخته شد فورد در توسعهٔ آن دخالتی نداشت. به همین دلیل، این GT350 جزء مدل‌های رسمی نسل پنجم موستانگ محسوب نمی‌شود.

Mustang Shelby GT350 2011

در سینهٔ GT350 همان موتور 5 لیتری V8 استاندارد موستانگ GT قرار داشت اما این پیشرانه به یک سوپرشارژر Ford Racing مجهز شده بود که قدرت آن‌را به 525 اسب بخار افزایش می‌داد؛ اما حتی در صورت تمایل خریدار، امکان افزایش این قدرت به 624 اسب بخار هم وجود داشت که البته در این صورت گارانتی خودرو باطل می‌شد. پیشرانهٔ 5 لیتری سوپرشارژ در GT350 صرفاً با گیربکس دستی ارائه می‌شد و کسانی که خواهان گیربکس اتوماتیک بودند باید به نسخهٔ تنفس طبیعی این موتور رضایت می‌دادند که 430 اسب بخار قدرت داشت. شلبی GT350 جدید علاوه بر پیشرانهٔ سوپرشارژ، به سیستم تعلیق Ford Racing هم مجهز شده بود.

Mustang Shelby GT350 2011

این مدل در بیرون نیز تغییرات زیادی را تجربه کرده بود که ازجملهٔ آن‌ها می‌توان به دماغهٔ جدید، سپرهای بلند جدید، اضافه شدن اسپلیتر، دریچهٔ روی کاپوت کاربردی، کانال‌های خنک‌کنندهٔ ترمزها، چراغ‌های عقب متفاوت سه‌بخشی و خروجی‌های اگزوز مرکزی اشاره کرد. GT350 مدل 2011 تنها با یک ترکیب رنگ بیرونی سفید با خطوط آبی عرضه می‌شد ولی برای مدل 2012 رنگ‌های دیگری هم ارائه شد اما نشان 45 سالگی از روی خودرو حذف گردید. تست‌های جاده‌ای اولیه که توسط موتور ترند انجام شد، نشان داد که شلبی GT350 می‌تواند ظرف 3.7 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر در ساعت برسد که از مدل GT500 با شتاب 4.2 ثانیه‌ای سریع‌تر بود.

Mustang Shelby GT350 2011

موستانگ شلبی GT350 جدید بعدازاینکه در سال 2010 به‌عنوان جشن چهل‌وپنج‌سالگی شلبی GT350 کلاسیک در مراسم افتتاحیهٔ حراجی برت جکسون رونمایی شد، در نمایشگاه شیکاگو 2011 برای اولین بار به نمایش عمومی درآمد. سپس برای سال 2012 نسخهٔ کابریولت آن نیز ارائه گردید. کسانی که خواهان یک شلبی GT350 بودند می‌توانستند موستانگ‌های مدل 2011 خود را به‌طور مستقیم به مرکز شلبی در لاس‌وگاس ببرند تا شلبی آن‌ها را به GT350 تبدیل کند.

Mustang Shelby GT350 Convertible 2012

 

آخرین به‌روزرسانی

نسل پنجم موستانگ برای مدل 2013 دومین فیس‌لیفت خود را تجربه کرد که البته تغییرات آن جزئی‌تر از فیس‌لیفت اول بود. این آخرین فیس‌لیفت نسل پنجم موستانگ محسوب می‌شد و در نمایشگاه لس‌آنجلس 2011 رونمایی شد. در این فیس‌لیفت تغییراتی در دماغهٔ نسخهٔ معمولی موستانگ ایجاد شده بود که آن‌را به مدل شلبی GT500 شبیه کرده بود اما خود شلبی GT500 در این قسمت تقریباً هیچ تغییری را تجربه نکرد زیرا این نسخه پیش از فیس‌لیفت، طراحی متفاوت و جذاب‌تری از نسخه‌های معمولی داشت و به همین دلیل در فیس‌لیفت مدل 2013 ظاهر GT500 تقریباً دست‌نخورده باقی ماند. البته شلبی GT500 مدل 2013 در عقب مثل نسخه‌های معمولی موستانگ به چراغ‌های LED جدید سه‌بخشی مجهز شده بود درحالی‌که دو سر اگزوز قبلی نیز با نمونه‌های دوقلو جایگزین شدند. بدین ترتیب در مدل 2013، نسخه‌های معمولی موستانگ بیش از همیشه به شلبی GT500 شبیه شدند.

Mustang Shelby GT500 2013

بزرگ‌ترین تغییر شلبی GT500 مدل 2013 اما در زیر کاپوت آن صورت گرفته بود یعنی جایی که پیشرانهٔ 5.4 لیتری V8 سوپرشارژ قبلی با یک موتور 5.8 لیتری V8 جدید جایگزین شد. این موتور با چهار سوپاپ در هر سیلندر (DOHC)، سوپرشارژر و اینترکولر، 662 اسب بخار قدرت و 855 نیوتن متر گشتاور تولید می‌کرد که افزایش چشمگیری نسبت به 550 اسب بخار قدرت و 690 نیوتن متر گشتاور موتور قبلی محسوب می‌شد. به لطف این پیشرانه، شلبی GT500 مدل 2013 قوی‌ترین موستانگ کارخانه‌ای تاریخ تا آن زمان محسوب می‌شد. پیشرانهٔ 5.8 لیتری این ماشین اما برای خنک شدن به حجم هوای بسیار زیادی نیاز داشت و به همین دلیل جلوپنجرهٔ خودرو حذف شد که این تنها تفاوت نمای جلویی شلبی GT500 مدل 2013 با مدل‌های قبلی بود.

Mustang Shelby GT500 2013

در شلبی GT500 مدل 2013 غیر از تعویض پیشرانه، تغییرات عملکردی دیگری هم صورت گرفته بود که ازجملهٔ آن‌ها می‌توان به تجهیز به پمپ سوخت دوقلو، انژکتورهای بزرگ‌تر، کلاچ بزرگ‌تر، فن بزرگ‌تر، اینترکولر سه ردیفه، میل‌گاردان یک‌تکهٔ فیبر کربنی، سیستم کنترل پایداری الکترونیکی چهار حالته، ترمزهای جلوی بزرگ‌تر برمبو با کالیپرهای شش پیستونه، آنتی رول بار جلوی بزرگ‌تر و تنظیم مجدد کمک‌فنرها اشاره کرد. علاوه بر این، ویژگی‌های آئرودینامیکی خودرو نیز اصلاح شده بود که به گفتهٔ فورد موجب کاهش 14 درصدی ضریب درگ و افزایش 66 درصدی داون‌فورس جلو می‌شد.

Mustang Shelby GT500 2013

در شلبی GT500 مدل 2013 انتقال نیرو توسط همان گیربکس شش سرعتهٔ دستی Tremec TR6060 صورت می‌گرفت اما این گیربکس با یک پمپ روغن داخلی، تقویت شده بود تا با نیروی عظیم پیشرانهٔ جدید مطابقت پیدا کند. این آخرین GT500 با گیربکس دستی محسوب می‌شد زیرا در نسل جدید آن که به‌تازگی معرفی شده است نیروی موتور صرفاً توسط یک گیربکس هفت سرعتهٔ اتوماتیک دوکلاچه انتقال پیدا می‌کند. با وجود همهٔ این تغییرات و استفاده از پیشرانهٔ بزرگ‌تر و قوی‌تر، وزن شلبی GT500 مدل 2013 تنها 14 کیلوگرم بیشتر از قبل شده و به 1746 کیلوگرم رسیده بود.

Mustang Shelby GT500 Convertible 2013

برای شلبی GT500 جدید یک پکیج پرفورمنس هم ارائه شده بود که کمک‌فنرهای Bilstein دوحالته و دیفرانسیل لغزش محدود تورسن را به خودرو اضافه می‌کرد. فورد در زمان معرفی GT500 مدل 2013 ادعا کرد که این خودرو می‌تواند به حداکثر سرعت 325 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند. در فوریهٔ 2012 در نمایشگاه شیکاگو نیز شلبی رسماً اعلام کرد که نسخهٔ کابریولت GT500 جدید را هم تولید خواهد کرد. این نسخه با مدل 2014 به بازار آمد و حداکثر سرعت آن به 250 کیلومتر بر ساعت کاهش یافته بود. مجلهٔ موتور ترند در می سال 2012 شلبی GT500 را موردبررسی قرار داد. جدیدترین ماسل کار فورد در این آزمایش شتاب صفر تا 96 کیلومتر بر ساعت را در 3.5 ثانیه به ثبت رساند و مسافت 400 متر را ظرف 11.6 ثانیه طی کرد که از شورلت کامارو ZL1 و کوروت Z06 آن زمان سریع‌تر بود.

Mustang Shelby GT500 2013

 

ادامه دارد…

انتشار تصاویر بدون پوشش از سدان پرچم‌دار دی‌اس 9


چندی پیش سدان پرچم‌دار دی‌اس 9 با پوشش‌های استتاری در حال آزمایش در اروپا دیده شد. این خودرو که در حال انجام آزمایش‌های آب‌وهوای گرم در جنوب اسپانیا بود، کاملاً با پوشش‌های استتاری پنهان شده و چیز چندانی از طراحی آن مشخص نبود؛ اما لازم نیست برای دیدن چهرهٔ نهایی سدان پرچم‌دار دی‌اس تا زمان رونمایی رسمی صبر کنیم زیرا حالا تصاویر بدون پوششی از آن در چین منتشر شده است که به‌طور کامل نمای بیرونی خودرو را نشان می‌دهد. همچنین این طبق این تصاویر، سدان پرچم‌دار دی‌اس رسماً دی‌اس 9 نام خواهد داشت زیرا این نام روی درب صندوق بار آن به چشم می‌خورد.

دی‌اس 9 بر اساس نسخهٔ کشیدهٔ پژو 508 (همان 508 L که فقط در چین عرضه می‌شود) ساخته شده و پروفیل جانبی آن تقریباً با سدان میان سایز پژو یکسان است اما در جلو و عقب طراحی کاملاً متفاوتی دارد که طبق زبان طراحی دی‌اس شکل گرفته است؛ بنابراین در بخش جلویی این سدان لوکس فرانسوی مثل سایر محصولات دی‌اس جلوپنجره‌ای شش‌ضلعی به همراه چراغ‌های افقی LED دیده می‌شود. ازجملهٔ دیگر ویژگی‌های این قسمت نیز می‌توان به تریم کرومی خاص دی‌اس در زیر چراغ‌های جلو و دی‌لایت‌های LED مشابه دی‌اس 3 کراس‌بک اشاره کرد. در عقب خودرو هم چراغ‌های باریک بی‌رنگ با گرافیک الماس مانند جلب‌توجه می‌کند که با نواری کرومی به هم متصل شده‌اند. انتظار می‌رود دی‌اس 9 مثل پژو 508، یک لیفت‌بک پنج‌در با پنجره‌های بدون قاب باشد.

دی‌اس 9 روی پلت‌فرم EMP2 پژو-سیتروئن ساخته شده که در پژو 508 هم بکار رفته است. هرچند این سدان لوکس بر اساس 508 L ساخته شده اما کمی از آن بزرگ‌تر است به‌گونه‌ای که 4,933 میلی‌متر طول، 1,855 میلی‌متر عرض و 1,468 میلی‌متر ارتفاع دارد. فاصلهٔ محوری سدان پرچم‌دار دی‌اس هم برابر با 2,895 میلی‌متر است که کمی از فاصلهٔ محوری 2,848 میلی‌متری پژو 508 L بیشتر است و بنابراین فضای پای زیادی را در اختیار سرنشینان عقب قرار می‌دهد.

دی‌اس برای سدان پرچم‌دار خود دو پیشرانهٔ مختلف را در نظر گرفته است. موتور اول یک واحد 1.6 لیتری چهار سیلندر توربو با 200 اسب بخار قدرت است درحالی‌که قوای محرکهٔ دوم از نوع پلاگین‌هیبریدی متشکل از یک موتور بنزینی 1.6 لیتری به همراه یک موتور الکتریکی است که خروجی آن فعلاً مشخص نشده است. البته به‌احتمال‌زیاد این همان قوای محرکهٔ پلاگین‌هیبریدی 225 اسب بخاری است که در پژو 508 L PHEV استفاده شده است. حداکثر سرعت نسخهٔ بنزینی دی‌اس 9 که 45 THP نام دارد 236 کیلومتر بر ساعت است اما نسخهٔ هیبریدی می‌تواند به سرعت 240 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند.

دی‌اس 9 برای اولین بار در نمایشگاه گوانگژو در ماه دسامبر رونمایی می‌شود. این سدان لوکس فرانسوی از طریق جوینت ونچر چانگان-پژو-سیتروئن در چین به تولید می‌رسد. دی‌اس هنوز حرفی در مورد اینکه آیا این خودرو در اروپا هم عرضه می‌شود یا نه نزده است اما آزمایش دی‌اس 9 در اروپا نشان می‌دهد که این سدان پرچم‌دار پس از عرضه در چین احتمالاً راهی اروپا هم خواهد شد. پیش‌بینی می‌شود نسخهٔ اروپایی این ماشین سال آینده با طیفی از پیشرانه‌های بنزینی، دیزلی و همین‌طور پلاگین‌هیبریدی در این قاره عرضه شود تا با رقبای قدرتمندی مثل مرسدس بنز E کلاس، ب‌ام‌و سری 5 و آئودی A6 به رقابت بپردازد.