تجربه رانندگی با هیوندای آیونیک الکتریک 2019


هیوندای آیونیک دگرگون شده است. ما قبلاً نسخه‌ی هیبریدی و به‌روز این خودرو را تست کرده‌ایم و حالا نوبت به مدل تمام الکتریکی رسیده است.


اگرچه آیونیک هیبریدی نسبت به قبل تقریباً تغییری نداشته اما مدل الکتریکی اصلاحات قابل‌توجهی داشته و برد کلی آن بیشتر شده است. این تغییرات در زمان درستی اعمال شده‌اند چراکه برندهایی مثل پژو، اوپل و مینی در حال عرضه‌ی محصولات الکتریکی با مشخصات خوبی هستند و هیوندای هم باید محصول بدون آلایندگی خود را با مشخصات خوبی عرضه کند تا همچنان وضعیت رقابتی آن را حفظ نماید.


اگرچه یکی از راه‌های منطقی برای افزایش برد آیونیک می‌توانست استفاده از باتری‌های بزرگ‌تر کنا الکتریک باشد اما فضای فیزیکی کافی زیر بدنه‌ی پنج درب هاچبک برای قرار دادن چنین باتری‌ای وجود ندارد بنابراین هیوندای به منظور افزایش محدوده حرکتی این خودرو روی تراکم انرژی سلول‌های باتری تمرکز داشته است.


ظرفیت باتری این خودرو به 38.3 کیلووات ساعت رسیده که افزایش 33 درصدی را نسبت به باتری 28 کیلووات ساعتی قبلی نشان می‌دهد. این باتری در همان محفظه‌ی قبلی جای گرفته است. همچنین سیستم ترمز احیا شونده از کنا گرفته شده که باعث می‌شود راننده نه تنها از پدال‌های فرمان برای تنظیم میزان احیای انرژی در زمان کاهش سرعت استفاده کند بلکه بتواند خودرو را به‌طور کامل نیز متوقف نماید.

نتیجه‌ی این دست‌کاری‌ها این است: درحالی‌که مدل قبلی برد 280 کیلومتری داشته اما آیونیک جدید حالا محدوده حرکتی 312 کیلومتری را ارائه می‌کند. شایان ذکر است برد مدل قبلی با تست‌های NEDC به دست آمده بود درحالی‌که مدل جدید در تست‌های واقع‌گرایانه‌تر WLTP شرکت داشته است. اگرچه برد این خودرو اندکی کمتر از رنو Zoe جدید است اما اکثر نیازهای رانندگان را برطرف می‌کند.

با افزایش سلول‌های باتری، زمان شارژ نیز کمی افزایش یافته است. شارژ سریع با استفاده از شارژر 100 کیلوواتی باعث می‌شود 80 درصد باتری در 54 دقیقه شارژ شود. البته شارژ باتری با شارژر 7 کیلوواتی در 6 ساعت انجام خواهد شد.


اگرچه گشتاور پیشرانه همچنان 295 نیوتون متر است اما قدرت کلی آن از 119 به 134 اسب بخار رسیده است. این پیشرانه باعث ایجاد شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت 9.7 ثانیه‌ای می‌شود که بهبود نیم ثانیه‌ای نسبت به قبل را نشان می‌دهد. البته این تفاوت را مگر با مقایسه‌ی شانه‌به‌شانه‌ی دو مدل متوجه نخواهید شد. آیونیک هم مثل دیگر خودروهای الکتریکی سرزنده و پاسخگو حس می‌شود. این خودرو در شهر بهترین عملکرد را داشته و واکنش سریع پیشرانه‌ی الکتریکی باعث ایجاد شتاب مناسبی می‌شود. آیونیک خودروی نرمی بوده و پاسخ پدال گاز بسیار دقیقی دارد. تنها موضوع بد اینکه ترمزها همچون قبل عملکرد خوبی ندارند.


این خودروی الکتریکی فاقد صدای پیشرانه‌های بنزینی و دیزلی بوده و تنها صدای داخل کابین به صدای لاستیک‌ها در سرعت‌های بزرگراهی مربوط می‌شود.


طراحی سیستم تعلیق آیونیک نسبت به مدل قبلی تغییری نداشته و سواری و هندلینگ آن تنها در حد خوب بوده و برجسته و متمایز نیست. رینگ‌های 16 اینچی و لاستیک‌هایی با دیواره‌های مناسب باعث می‌شود سواری خودرو اکثراً نرم باشد اما خب در مسیرهای پردست‌انداز شاهد لرزش سیستم تعلیق خواهید بود.


همانند دیگر مدل‌های آیونیک، تغییرات ظاهری این مدل فیس لیفت زیاد نبوده است. گرافیک متفاوت چراغ‌های جلو و عقب، رینگ‌های 16 اینچی، سپرهای جلو و عقب و… جزو تغییرات این خودرو هستند. همچون گذشته آنچه باعث تمایز آیونیک الکتریکی با نسخه‌های هیبریدی می‌شود جلوپنجره‌ی خودروست.


اما داخل کابین است که تغییرات مهم‌تری رخ داده است. طراحی داشبورد تغییر کرده تا پذیرای صفحه‌نمایش بزرگ‌تر 10.25 اینچی باشد. این صفحه‌نمایش در ارتفاع بالاتری نصب شده تا خوانایی آن راحت‌تر باشد. ورودی‌های هوا نیز به زیر این صفحه منتقل شده‌اند که ظاهر هوشمندانه‌ای را به ارمغان آورده است؛ اما استفاده از کنترل‌های تنظیم دما که حالا حساس به لمس هستند در موقع حرکت سخت خواهد بود.


خود سیستم اطلاعات سرگرمی برای افرادی که قبلاً در نسخه‌ی پیش از فیس لیفت نشسته باشند آشنا خواهد بود اما این سیستم طراحی روشن‌تر، تیزتر و پهن‌تری دارد. همچنین کلیدهای میانبر نیز زیر صفحه‌نمایش وجود دارد.

این صفحه‌نمایش در دو تریم عرضه شده به‌صورت استاندارد وجود دارد. مدل پریمیوم دارای صندلی‌های جلوی گرم شونده، هشدار خروج از مسیر، شارژ بی‌سیم گوشی و سیستم تهویه مطبوع دو ناحیه‌ای است. یک پله بالاتر مدل پریمیوم SE قرار می‌گیرد که از پوشش چرم، صندلی‌های گرم و سرد شونده، حسگرهای پارک جلو و عقب و سیستم دنبال کردن خطوط نیمه‌خودکار سود می‌برد.

قیمت این دو مدل به ترتیب از 29450 و 31450 آغاز می‌شود که شامل مشوق‌های دولتی برای خودروهای الکتریکی می‌باشد.

هیوندای آیونیک در نسخه‌ی تمام الکتریکی خود بهترین بوده و تمامی بهبودهای سایر مدل‌های فیس لیفت را نشان می‌دهد. افزایش قابل‌توجه ظرفیت باتری باعث زیاد شدن جذابیت‌های این خودرو شده و هرچند از نظر برد نمی‌تواند با کنا الکتریکی برابری کند اما قیمت آیونیک ارزان‌تر است.

مشخصات هیوندای آیونیک الکتریک پریمیوم SE

  • قیمت: 31450 پوند
  • پیشرانه: تک‌واحد الکتریکی
  • قدرت/گشتاور: 134 اسب بخار/395 نیوتون متر
  • گیربکس: تک سرعته، دیفرانسیل جلو
  • شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت: 9.7 ثانیه
  • حداکثر سرعت: 155 کیلومتر در ساعت
  • محدوده حرکتی: 312 کیلومتر

منبع: autoexpress

عجیب‌ترین کامیون‌های ساخته شده: اشتاین‌وینتر سوپرکارگو 2040


قسمت اول

1983 Steinwinter Supercargo 2040 Cab

تلاش برای ایجاد تغییری اساسی در یک صنعت، کاری بسیار دشوار است به‌خصوص هنگامی‌که آن صنعت وظیفهٔ حمل‌ونقل کالاها در جاده را بر عهده داشته باشد؛ اما مردی به نام منفرد اشتاینوینتر در سال 1983 تلاش کرده است که این عضو مهم در چرخه اقتصاد را با ایجاد تغییری اساسی، بهبود ببخشد.
از زمانی که خودرو اختراع شد تا به امروز می‌توان گفت کشنده‌ها با به‌روزرسانی‌های اندک به همان شکل سابق، کالاهای ما را در جاده‌ها حمل می‌کنند؛ اما آقای اشتاین‌وینتر در سال 1983 پیشنهادی برای اصلاح اساسی کامیون‌ها ارائه داد.
او بر این باور بود که کاهش ارتفاع کامیون‌ها باعث کاهش بسیار زیاد مصرف سوخت و هزینه حمل‌ونقل کالا و درنتیجه آن، باعث افزایش میزان حمل نقل کالا خواهد شد.


در موتورشو فرانکفورت سال 1983 مطالعات آقای اشتاین‌وینتر در قالب یک مدل مفهومی از کشنده‌ای با ارتفاع 1170 میلی‌متر که کاملاً با کانتینر پوشیده شده بود رونمایی شد. طراحی غیرمعمول این کشنده اجازه می‌داد تا طول قسمت بارگیری به 18 متر و ظرفیت آن به 150 مترمکعب برسد.


پس اشتاین‌وینتر کشنده‌ای کم ارتفاع ساخته بود و مقاومت کمتری در برخورد با هوا نسبت به کامیون‌های معمولی داشت که باعث کاهش مصرف سوخت کامیون و افزایش ظرفیت بارگیری شده بود.


سؤال اینجاست که چرا امروزه، این کامیون و کامیون‌های مشابه آن در جاده‌ها نیستند؟ خب باید بگویم که این ایده مشکلاتی داشت:
اول از همه، موقعیت راننده: اگر شما رانندهٔ یک کامیون 40 تنی بودید و صندلی شما در همان ارتفاع صندلی مزدا ام ایکس 5 از زمین قرار داشت، احساس راحتی می‌کردید؟! لازم به گفتن نیست که نشستن در چنین موقعیتی قطعاً باعث شده بود که میدان دید راننده بسیار محدود باشد.


از این واقعیت نمی‌توان چشم‌پوشی کرد که این کامیون برای سال 1980 بسیار پیشرفته بود و امکاناتی نظیر سیستم تعلیق بادی مستقل برای هر چرخ، ترمز ای بی اس، دیفرانسیل محدودکننده لغزش و سیستم تهویه مطبوع، در آن به کار رفته بود.


این کشنده بر پایه شاسی مرسدس بنز ساخته شده بود و نیروی محرکه‌ای با کد OM442 با قدرت 400 اسب بخار از مرسدس بنز داشت. حالا که صحبت از نیروی محرکه شد باید گفت که یکی دیگر اشکالات این کشنده، داغ شدن بیش از حد موتور به دلیل نبود ورودی هوای کافی برای خنک کردن آن بود.
اشتاین‌وینتر ایده خود را به‌عنوان یک کشنده مدولار ارائه کرده بود، به این معنی که با موتورهای مختلف و برای کاربردهای مختلفی از کشیدن تریلر و کانتینر تا کشندهٔ کابین حمل مسافر در نظر گرفته بود که می‌توانست به لطف ابعاد نسبتاً مناسبش بین دو مقصد به‌راحتی در شهر هم تردد کند.


درحالی‌که مرسدس بنز به توسعهٔ این ایده علاقه‌ای نشان نداده بود، شرکت‌های داف و ایسوزو تصمیم گرفتند که این ایده را توسعه دهند و طولی نکشید که آنها نیز شکست خوردند. گفته شده که از دلایلی که این پروژه شکست خورد، عدم اثبات اقتصادی بودن و کاهش مصرف سوخت آن و هندلینگ و فرمان‌پذیری نامناسب کشنده بود.


اما تیر خلاص این ایده را قانون‌گذاران اروپایی زدند. مدت کوتاهی پس از معرفی این کانسپت و در سال 1990 قانونی برای استاندارد شدن ابعادی همهٔ کانتینرها وضع شد که می‌گفت: طول کلی کامیون‌ها نباید بیشتر از 18.75 متر و طول قسمت بارگیری نباید بیشتر از 15.65 متر باشد. این قانون بود که آخرین امید این کانسپت که همان حمل بیشتر بار بود را از بین برد و پس از تنها 3000 کیلومتر تست جاده‌ای، برای همیشه فراموش شد.


امروزه با پیشرفت فنّاوری و رفع برخی محدودیت‌ها، امیدواریم که این کانسپت بار دیگر به زندگی بازگشته و آن را در جاده‌ها ببینیم.

نویسنده: عرفان شیدایی، فارغ‌التحصیل رشته طراحی صنعتی از دانشگاه هنر اصفهان
منبع: drivemag

استارت خوب ام جی ZS الکتریکی در بازار


کراس اوور الکتریکی ام جی ZS ظاهراً استارت خوبی در بازار بریتانیا داشته چراکه این برند تحت تملک سایک چین اعلام کرده در دو ماه اول عرضه‌ی این خودرو 2 هزار سفارش خرید را دریافت کرده است.


ام جی به منظور حفظ همین روند همچنان مشوق دولتی 3500 پوندی را برای مدل فول Exclusive اعمال می‌کند و همچنین مشوق 3 هزار پوندی دیگری را نیز برای مدل پایه‌ی Excite در نظر گرفته است. این مشوق‌ها برای 1000 خریدار بعدی این خودرو قابل‌اعمال خواهند بود.


قیمت مدل فول این خودرو با در نظر گرفتن مشوق‌های یاد شده از 23495 پوند آغاز می‌شود درحالی‌که حداقل قیمت مدل پایه 21995 پوند می باشد.

مدیر فروش و بازاریابی ام جی در بریتانیا می‌گوید:

از آنجایی که عرضه‌ی رسمی ام جی ZS الکتریکی در ماه جولای بوده بنابراین نمایندگی‌های شرکت در سراسر بریتانیا وجود تقاضای غیرمنتظره از طرف مشتریان برای خرید این خودرو را گزارش کرده‌اند. ما به تمامی بازخوردهای مثبت گوش داده و خوشحالیم که این شاسی‌بلند الکتریکی و خانوادگی را با قیمت پایه‌ی 21995 پوندی برای 1000 مشتری بعدی عرضه می‌کنیم.


ام جی ZS الکتریکی برد 262 کیلومتری را به لطف باتری لیتیوم-یونی و آب‌خنک 44.5 کیلووات ساعتی ارائه می‌کند. 80 درصد باتری را می‌توان با استفاده از شارژر سریع در 30 دقیقه شارژ کرد. پیشرانه‌ی الکتریکی این خودرو نیز قدرت 141 اسب بخاری و گشتاور 353 نیوتون متری دارد.


از جمله تجهیزات استاندارد مدل پایه می‌توان به رینگ‌های 17 اینچی، صفحه‌نمایش 8 اینچی، اندروید اتو و اپل کارپلی، بلوتوث و رادیو DAB اشاره کرد. ترمز اضطراری خودکار، پایش نقاط کور، دستیار حفظ خودرو بین خطوط و کروز کنترل تطبیقی نیز جزو ویژگی‌های ایمنی ZS الکتریکی محسوب می‌شوند.

رندری جالب و متفاوت از ب‌ام‌و کانسپت 4 شوتینگ بریک


از همان ابتدا که خودروی جنجالی ب‌ام‌و کانسپت 4 با آن جلوپنجره‌ی بزرگ معرفی شد افراد زیادی به انتقاد از آن پرداختند و البته طراحان دنیای خودرو نیز بیکار ننشسته و رندرهای متنوعی از آن با استفاده از جلوپنجره‌ی سایر محصولات این خودروساز طراحی نمودند. اگر پیگیر اخبار مربوط به رندرهای خودروهای گوناگون باشید می‌دانید که یکی از خبره‌های این بحث X-Tomi Design است که این بار نیز دست روی کانسپت 4 گذاشته و نسخه‌ای جذاب از آن به شکل شوتینگ بریک را خلق کرده است.


اگرچه در این رندر تنها پروفایل جانبی خودرو مشخص است اما فکر می‌کنیم که شما هم با این نکته موافقید که تناسبات کلی این کانسپت در فرم شوتینگ بریک بسیار خوب از آب درآمده است. پروفایل جانبی این خودرو به ما کمک می‌کند تا جلوپنجره‌ی بزرگ کانسپت 4 را فراموش کنیم و شاید هم در این رندر اصلاً خبری از این قطعه نیست.


اما متأسفانه انتظار نداریم در آینده‌ای نزدیک ب‌ام‌و چیزی شبیه به این رندر را هم بسازد. ب‌ام‌و بارها اعلام کرده خودروهای شوتینگ بریک بازار بسیار محدودی دارند و از آنجایی که آمار فروش و میزان سود جهت دهنده به صنعت خودرو و خودروسازان است بنابراین احتمال تولید چنین خودرویی بسیار کم است. بنابراین X-Tomi یک رندر از نسخه کانورتیبل کانسپت 4 را نیز طراحی کرده است.


اما خب ب‌ام‌و اعلام کرده مدل نهایی تولیدی تنها برخی تفاوت‌ها را نسبت به این کانسپت خواهد داشت. امیدواریم که ب‌ام‌و در ابعاد جلوپنجره‌ی مدل تولیدی بازنگری کند زیرا به غیر از آن‌ همه‌چیز بدنه در هماهنگی کاملی قرار دارد. فعلاً تا زمان رونمایی از نسخه‌ی تولیدی سری 4 بهتر است با همین انتقادات و جوک‌هایی که درباره‌ی نمای جلوی کانسپت 4 ساخته شده سر کنیم. امیدواریم که نسل جدید سری 4 خودرویی شیک و مخصوص علاقه‌مندان دو آتشه این برند باواریایی باشد.

مرسدس SL73 AMG، شوالیه‌ای بشدت کمیاب و ارزشمند


مرسدس SL73 AMG یکی از کمیاب‌ترین محصولات تاریخ آام‌گ است زیرا تخمین زده می‌شود بین سال‌های 1997 تا 2001 تنها 40 تا 50 دستگاه از آن ساخته شده است. به همین دلیل SL73 امروزه به خودروی بسیار ارزشمندی تبدیل شده است. به‌منظور تبدیل مرسدس SL نسل R129 به SL73، آام‌گ پیشرانهٔ 6 لیتری V12 مدل SL600 را گرفته و حجم آن‌را به 7.3 لیتر افزایش و قطعات داخلی آن‌را ارتقاء داد. درنتیجه خروجی این پیشرانه به 525 اسب بخار قدرت و 750 نیوتن متر گشتاور رسید.

همان‌طور که انتظار می‌رود، SL73 عملکرد بسیار قدرتمندی دارد به‌گونه‌ای که ظرف 4.6 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر بر ساعت می‌رسد و با حذف محدودیت سرعت 250 کیلومتر بر ساعت می‌تواند به سرعتی بیش از 320 کیلومتر بر ساعت دست یابد. آام‌گ همچنین اصلاحات لازم را هم در سیستم تعلیق و سیستم ترمز انجام داد تا SL با این قدرت عظیم مطابقت پیدا کند. نکتهٔ دیگر اینکه همین پیشرانهٔ 7.3 لیتری در پاگانی زوندا هم استفاده شد که این موضوع باعث می‌شود SL73 حتی جذاب‌تر شود.

تغییرات ظاهری خودرو اما بسیار جزئی است و SL73 را به یکی از پنهان‌کارترین خودروهای عملکرد بالا تبدیل کرده است. این خودرو مثل دیگر محصولات آام‌گ از یک کیت بدنهٔ زیبا به همراه رینگ‌های آلیاژی پنج پرهٔ کلاسیک برخوردار است و تنها سر اگزوز دوقلو و نشان‌های کوچک بیرونی آن‌را از برادران ضعیف‌ترش متمایز کرده است. در داخل خودرو نیز صندلی‌های ارگونومیک که با چرم مشکی پوشیده شده به‌صورت سفارشی ارائه شده‌اند و روکش چرمی در داشبورد و رو دری‌ها کار شده است.

حال یک دستگاه مرسدس SL73 AMG که زمان نو بودن در ژاپن تحویل داده شده، به حراج گذاشته شده است. این خودرو مدل 1999 و از نسخهٔ فیس‌لیفت شده است. این شوالیهٔ مشکی‌رنگ بسیار تمیز بوده و در صفحه کیلومتر آن عددی کمتر از 35 هزار کیلومتر دیده می‌شود؛ بنابراین این SL73 AMG یکی از بهترین کلاسیک‌های مدرن دنیا محسوب می‌شود که هم‌اکنون قابل خریداری است. کسانی که تمایل به خرید این ماشین دارند باید در تاریخ 24 اکتبر (2 آبان) به حراجی RM Sotheby در لندن مراجعه کنند.

مقایسهٔ لندروور دیفندر جدید با رانگلر، G کلاس و فورانر


سرانجام نسل جدید لندروور دیفندر رسماً معرفی شد و حالا زمان آن رسیده است که ببینیم این آفرودر جدید در برابر رقبای اصلی خود چه عملکردی دارد. البته در حال حاضر آفرودرهای کمی در بازار حضور دارند که این یعنی دیفندر جدید صرفاً سه خودروی جیپ رانگلر، مرسدس بنز G کلاس و تویوتا فورانر را به‌عنوان رقیب مستقیم در مقابل خود می‌بیند. البته به‌زودی فورد برانکو هم به این جمع اضافه می‌شود.

 

 

لندروور دیفندر

جیپ رانگلر

تویوتا فورانر

مرسدس G500

پیشرانه 3 لیتری I6 3.6 لیتری V6 4 لیتری V6 4 لیتری V8
تنفس توربوشارژ طبیعی طبیعی توئین توربو
قدرت 400 اسب بخار 285 اسب بخار 270 اسب بخار 420 اسب بخار
گشتاور 550 نیوتن متر 353 نیوتن متر 376 نیوتن متر 610 نیوتن متر
گیربکس 8 سرعته اتوماتیک 8 سرعته اتوماتیک 5 سرعته اتوماتیک 9 سرعته اتوماتیک
محور محرک چهارچرخ چهارچرخ عقب یا چهارچرخ چهارچرخ
قیمت پایه 50,925 دلار 28,295 دلار 36,020 دلار 124,500 دلار

 

در بین این چهار خودرو، فورانر ساده‌ترین لیست انتخاب را دارد زیرا فقط با یک پیشرانهٔ بنزینی به بازار عرضه می‌شود. G کلاس هم در نسخهٔ استاندارد صرفاً با مدل G500 در ایالات‌متحده به فروش می‌رسد اما کسانی که خواهان قدرت بیشتری هستند می‌توانند مدل G63 را انتخاب کنند. رانگلر در حال حاضر با دو پیشرانهٔ بنزینی مختلف قابل خریداری است که یکی چهار سیلندر توربو و دیگری شش سیلندر تنفس طبیعی است اما گفته شده در آیندهٔ یک موتور دیزلی هم برای آن ارائه خواهد شد. دیفندر جدید نیز در ایالات‌متحده با دو پیشرانهٔ بنزینی مختلف عرضه می‌شود که در جدول بالا مشخصات موتور قوی‌تر را مشاهده می‌کنید.

اما چیزی که این مقایسه را دشوار کرده است، تنوع مدل‌ها و آپشن‌های مختلف در هریک از این خودروها است. رانگلر و دیفندر در دو نسخهٔ دودر و چهاردر ارائه می‌شوند، فورانر هرچند فقط در یک نسخه تولید می‌شود اما سامانهٔ چهارچرخ محرک در آن استاندارد نیست و در حالت عادی نیرو به چرخ‌های عقب آن منتقل می‌شود و قیمت G کلاس هم از 124 هزار دلار آغاز می‌شود. همهٔ این‌ها مقایسه بین این چهار ماشین را پیچیده کرده است اما این موضوع به نفع خریداران است زیرا در بازار برای هر نیاز و بودجه‌ای گزینهٔ مناسب وجود خواهد داشت.

هرچند مرسدس بنز G کلاس یک خودرو آفرود بسیار توانمند است اما افراد کمی با آن به مسیرهای خارج جاده‌ای و خشن می‌روند. فورانر نیز سن بالای خود را هم در طراحی و هم در پیشرانهٔ 4 لیتری خود نشان می‌دهد که قدرتی به‌اندازهٔ پیشرانهٔ 2 لیتری توربوشارژ جیپ دارد. رانگلر اما خودروی مدرنی است، قیمت مناسبی دارد و از بهترین زاویهٔ ورود برخوردار است که هنگام خرید یک خودروی آفرود معیار بسیار مهمی محسوب می‌شود. بااین‌حال زاویهٔ خروج دیفندر بهتر است.

 

 

لندروور دیفندر

جیپ رانگلر

تویوتا فورانر

مرسدس G550

طول 4,758 میلی‌متر 4,785 میلی‌متر 4,831 میلی‌متر 4,818 میلی‌متر
عرض 2,105 میلی‌متر 1,875 میلی‌متر 1,925 میلی‌متر 2,176 میلی‌متر
ارتفاع 1,969 میلی‌متر 1,868 میلی‌متر 1,816 میلی‌متر 1,960 میلی‌متر
فاصلهٔ محوری 3,022 میلی‌متر 3,008 میلی‌متر 2,788 میلی‌متر 2,890 میلی‌متر
زاویهٔ ورود 30 درجه 41 درجه 30 درجه 40 درجه
زاویهٔ خروج 38 درجه 36 درجه 26 درجه 30 درجه
فاصله از زمین 218 میلی‌متر 246 میلی‌متر 228 میلی‌متر 241 میلی‌متر
ظرفیت بکسل 3500 کیلوگرم 1590 کیلوگرم 2270 کیلوگرم 3490 کیلوگرم

 

فعلاً فقط قیمت پایهٔ نسخهٔ 110 یا پنج‌در دیفندر اعلام شده و جزئیات کامل قیمت‌گذاری آن مشخص نیست. بااین‌حال که این آفرود بریتانیایی به میزان قابل‌توجهی از رانگلر و فورانر گران‌تر و بسیار از G500 ارزان‌تر است؛ بنابراین انتخاب از میان این چهار اس‌یووی تا حد زیادی به نیاز و بودجهٔ خریداران بستگی دارد. کسانی که خواهان یک خودروی آفرود سرسخت هستند می‌توانند رانگلر یا دیفندر را انتخاب کنند اما کسانی که یک آفرودر کاملاً لوکس و راحت می‌خواهند باید مبلغی شش‌رقمی را برای خرید مرسدس بنز پرداخت کنند.

 

منبع: Motor1

بازسازی و به‌روزرسانی پیکاپ کلاسیک شورلت همراه با عمل پیوند قلب!


آیکون شرکتی در کالیفرنیا است که به بازسازی، تیونینگ و به‌روزرسانی پیکاپ‌های قدیمی آمریکایی می‌پردازد و تاکنون چند پروژهٔ جالب احیای پیکاپ کلاسیک از آن دیده‌ایم اما جدیدترین پروژهٔ این شرکت چیز متفاوتی است. این خودرو پیش از هر چیز یک شورلت تریفت‌مستر مدل 1954 است که به‌خودی‌خود پیکاپ خاصی است زیرا مدل این سال از ویژگی‌های منحصربه‌فردی برای این نسل مثل شیشهٔ جلوی یک‌تکهٔ منحنی برخوردار است.

این خودرو به‌طور کامل بازسازی شده و در نگاه اول ممکن است فکر کنید یک شورلت کاملاً فابریک است اما در زیر این پوستهٔ کلاسیک و قدیمی، یک شاسی سفارشی با سیستم تعلیق کاملاً مستقل و ترمزهای بزرگ برمبو قرار گرفته است؛ مهم‌ترین ویژگی این خودرو نیز پیشرانهٔ آن است یعنی جایی که موتور قدیمی با یک نمونهٔ جدید LS3 جایگزین شده است. این موتور V8 حالا 420 اسب بخار قدرت را به چرخ‌های عقب ارسال می‌کند؛ بنابراین شاید این خودرویی قدیمی به نظر برسد اما درواقع یک پیکاپ کاملاً خیابانی و قابل‌استفاده است.

در کابین این شورلت قدیمی نیز به‌روزرسانی‌های مدرن زیادی انجام گرفته است. به‌عنوان‌مثال، هرچند برای بالا و پایین بردن پنجره‌های جانبی دستگیره‌های دستی سنتی دیده می‌شود اما این‌ها درواقع کلیدهای بالابر برقی هستند که به این شکل طراحی شده‌اند. آمپرهای روی داشبورد هم دیجیتالی هستند و بر تمام پارامترهای خودرو نظارت دارند تا جایی که حتی می‌تواند شتاب صفر تا 96 کیلومتر را هم نشان دهد. پشت صفحهٔ داشبورد نیز یک ضبط استریو با بلوتوث تعبیه شده درحالی‌که رو سقفی آلکانترا هم جایگزین سقف فولادی معمولی این پیکاپ شده است. صندلی‌های این ماشین نیز چرمی هستند اما به نظر نمی‌رسد حمایتی از بدن سرنشینان داشته باشد.

مطمئناً بازسازی و به‌روزرسانی این پیکاپ قدیمی کار بسیار سختی است اما نتیجهٔ کار شرکت آیکون فوق‌العاده به نظر می‌رسد و هرچند هیچ حرفی در مورد قیمت آن زده نشده است، احتمالاً دلارهایی که برای ساخت آن صرف شده هم فوق‌العاده بوده است! بااین‌حال انصافاً این پول به‌خوبی خرج شده است.

 

حواس مردان در پشت فرمان بیشتر از زنان پرت می‌شود!


مطالعه‌ی انجام شده توسط وب‌سایت Smith’s Lawyers نشان داده که احتمال حواس‌پرتی رانندگان مرد در پشت فرمان بیشتر از بانوان می‌باشد.

لکسس RX اسپورت
این نظرسنجی از 2214 راننده با سن بین 18 تا 65 سال در آمریکا انجام شده است. گفته می‌شود 70 درصد افراد در زمان رانندگی به نوعی با حواس‌پرتی مواجه هستند و البته مردان عملکرد بدتری از این نظر دارند.

اول از همه اینکه احتمال استفاده از گوشی همراه در پشت فرمان برای مردان 22 درصد بیشتر بوده و همچنین احتمال نگه‌داشتن فرمان با زانوها توسط مردان نیز 74 درصد بیشتر گزارش شده است. همچنین احتمال فیلم دیدن پشت فرمان در مردان 70 درصد بیشتر بوده و همچنین مردان 260 درصد (!) بیشتر از زنان به عابران پیاده نگاه می‌کنند.


اما بخشی که هم مردان و هم زنان عملکرد بد یکسانی دارند به خوردن غذا یا نوشیدن مایعات در زمان رانندگی مربوط می‌شود. در این مطالعه گفته شده 58.9 درصد مردان و 58.2 درصد زنان حاضر در نظرسنجی گفته‌اند در زمان رانندگی چیزی را خورده یا نوشیده‌اند. NHTSA می‌گوید احتمال تصادف در زمان خوردن غذا یا نوشیدن مایعات 80 درصد بالا می‌رود.


این مطالعه همچنین به بالاترین احتمال درگیر شدن در نوعی از حواس‌پرتی در زمان رانندگی نیز پرداخته است. از این نظر ایالاتی همچون کالیفرنیا، نوادا، آریزونا و کلرادو عملکرد بدتری داشته و اکثر رانندگان از گوشی استفاده می‌کنند درحالی‌که رانندگان ایالت‌هایی همچون ایلینویز، میشیگان، اوهایو و… بیشترین درصد رانندگانی را دارند که در زمان رانندگی فرمان را با زانو می‌گیرند.
اگرچه تمامی رفتارهای یاد شده خطرناک هستند اما خب به نوعی می‌توان صحبت با گوشی و خوردن غذا را درک کرد اما رانندگی با زانو چه؟!

معرفی شرکت‌کنندگان رقابت خودروی عملکردی سال 2020 روداندترک


دوباره زمان برگزاری رقابت خودروی عملکردی سال روداندترک فرارسیده است. رقابت جذابی که در آن جدیدترین خودروهای اسپرت دنیا باهم به نبرد می‌پردازند. پس زمان آن رسیده که اعداد روی کاغذ را فراموش کنیم و در عوض در جاده‌های کالیفرنیا و همین‌طور پیست تاندرهیل گرد هم جمع شویم تا بفهمیم چه خودرویی شایستهٔ کسب عنوان خودروی پرفورمنس سال 2020 روداندترک است. قوانین رقابت امسال اما مثل سال‌های قبل هستند که این یعنی خودروهایی می‌توانند در رقابت شرکت کنند که یا تازه وارد بازار شده باشند یا بشدت مورد به‌روزرسانی قرار گرفته باشند. به همین دلیل امسال برندهٔ رقابت سال گذشته برای دفاع از عنوان قهرمانی خود دعوت نشده است؛ بنابراین از کوروت ZR1 به خاطر اینکه باید بنشیند و تماشاگر باشد عذرخواهی می‌کنیم. در ادامه شرکت‌کنندگان رقابت امسال را مشاهده می‌کنید که پس از انجام آزمایش‌های مختلف در شمال کالیفرنیا، درنهایت یکی از آن‌ها به‌عنوان خودروی پرفورمنس سال 2020 روداندترک انتخاب خواهد شد.

 

تویوتا سوپرا

پس از سال‌ها انتظار سرانجام سوپرا برگشته است اما بااین‌حال در مورد بازگشت آن اختلاف‌نظرهای زیادی وجود دارد زیرا زیر پوست آن تا حد زیادی یک ب‌ام‌و Z4 قرار گرفته است. البته سوپرا هنوز هم خودروی خارق‌العاده‌ای برای رانندگی است که این یعنی شانس کسب عنوان خودروی پرفورمنس سال 2020 روداندترک را دارد.

 

لکسس RC F Track Pack

RC F مدت زیادی است که در بازار حضور دارد اما نسخهٔ Track Pack آن کاملاً جدید است. این نسخه از همان پیشرانهٔ 5 لیتری V8 تنفس طبیعی به همراه ترمزهای کربن سرامیکی، لانچ کنترل، پانل‌های بدنهٔ فیبر کربنی و دیگر برنامه‌های ارتقاء عملکرد برخوردار است.

 

لوتوس اوورا GT

مثل لکسس، اوورا هم خودروی جدیدی نیست و از سال 2011 در بازار حضور دارد اما این اوورا GT جدید به‌اندازهٔ کافی مورد تجدیدنظر و به‌روزرسانی قرار گرفته که از اوورا 400 که در رقابت سال 2017 حضور داشت متمایز گردد. این خودرو قوی‌تر و سبک‌تر است و حتی داون‌فورس بیشتری هم تولید می‌کند درحالی‌که از گیربکس دستی نیز برخوردار است.

 

مک‌لارن 600LT

خانوادهٔ محصولات سری اسپرت مک‌لارن پُر از برندگان مختلف است و بنابراین تعجبی ندارد که 600LT را در این لیست ببینیم. این خودرو با استایل عالی و به لطف یک پیشرانهٔ 3.8 لیتری V8 توئین توربو که 600 اسب بخار قدرت تولید می‌کند، باید رانندگی انفجاری داشته باشد و احساس می‌کنیم این کار را به‌خوبی انجام خواهد داد.

 

لامبورگینی اوراکان اوو

اوراکان در نسخهٔ اوو به‌روزرسانی‌های زیادی را تجربه کرده است. البته پشت کابین این نسخه هنوز هم همان پیشرانهٔ 5.2 لیتری V10 تنفس طبیعی قرار گرفته ولی حالا مثل پرفورمانته 640 اسب بخار قدرت تولید می‌کند و به سیستم فرمان گیری چهارچرخ و آئرودینامیک پیشرفته هم مجهز شده است. پس انتظار نمی‌رود کسی اوراکان اوو را دوست نداشته باشد.

 

ب‌ام‌و M2 کامپتیشن

در نسخهٔ کامپتیشن پیشرانهٔ مدل M4 جایگزین موتور معمولی M2 شده است که این یعنی یک قدم بزرگ به جلو در قدرت و توانایی؛ بنابراین مطمئناً M2 کامپتیشن سرگرم‌کننده‌ترین خودروی جدید در سبد محصولات حال حاضر ب‌ام‌و است و از همه مهم‌تر، نمونهٔ موردبررسی ما سه پدال دارد.

 

مزدا MX-5 Club

کدام آزمایش گروهی بدون میاتا کامل خواهد بود؟ این ماشین صرف‌نظر از قیمت، یکی از بهترین خودروهای بازار است. MX-5 به‌تازگی به پیشرانهٔ 2 لیتری کاملاً جدیدی با افزایش قابل‌توجهی در قدرت (از 155 اسب بخار به 181 اسب بخار) مجهز شده و بنابراین واجد شرایط شرکت در رقابت خودروی پرفورمنس سال 2020 روداندترک است و ما از بودن آن خوشحالیم.

 

هیوندای ولوستر N

از دیدن ولوستر N در این لیست ناامید نشوید زیرا هرچند این تنها خودروی دیفرانسیل جلوی حاضر در رقابت امسال است اما هنوز هم برای رانندگی بسیار سرگرم‌کننده است. علاوه بر این، کوپهٔ اسپرت هیوندای با قیمت پایه‌ای زیر 28 هزار دلار یکی از ارزشمندترین شرکت‌کنندگان این رقابت است. همچنین لازم به ذکر است که ولوستر N تنها خودروی این لیست است که گیربکس اتوماتیک برای آن قابل سفارش نیست و فقط با گیربکس دستی عرضه می‌شود.

 

شورلت کوروت C8

بله امسال کوروت جدیدی را به رقابت خودروی پرفورمنس دعوت کرده‌ایم. کوروت C8 به لطف انتقال پیشرانه از جلو به وسط، موردانتظارترین خودرو برای معرفی در سال 2019 محسوب می‌شد. یکی دیگر از تغییرات بزرگ این ماشین عدم ارائهٔ گیربکس دستی است زیرا 495 اسب بخار قدرت پیشرانهٔ 6.2 لیتری V8 آن صرفاً از طریق یک گیربکس اتوماتیک دوکلاچه به چرخ‌های عقب منتقل می‌شود و بنابراین برای دیدن عملکرد کوروت C8 کنجکاو هستیم.

 

پورشه 911 کاررا S

پورشه نسل جدید 911 را با کد 992 برای مدل 2020 معرفی کرده و نسخهٔ کاررا S این نسل با پیشرانهٔ شش سیلندر تخت توئین توربو با 450 اسب بخار قدرت و گیربکس هشت سرعتهٔ اتوماتیک دوکلاچهٔ جدید، به رقابت خودروی پرفورمنس سال 2020 روداندترک ملحق شده است. هرچند 911 از همیشه سنگین‌تر شده است اما هنوز هم به طرز وحشیانه‌ای سریع است.

 

نیسان GT-R نیسمو

GT-R قدیمی‌ترین خودروی رقابت امسال است اما در نسخهٔ نیسمو مدل 2020 آن پیشرفت‌های زیادی صورت گرفته و بنابراین شرایط حضور در رقابت خودروی پرفورمنس سال 2020 روداندترک را دارد. در این خودرو از قطعات فیبر کربنی جدیدی استفاده شده که این یعنی از همیشه سبک‌تر شده است. علاوه بر این، پیشرانهٔ V6 توئین توربوی 600 اسب بخاری آن‌هم حالا از توربوشارژرهای خودروی مسابقه‌ای نیسان GT3 استفاده می‌کند.

قیمت و مشخصات خانواده داج چارجر 2020


داج چارجر به همراه برادر خود یعنی چلنجر یکی از موفق‌ترین خودروهای قدیمی بازار آمریکاست و به نظر می‌رسد همین روند حداقل در کوتاه‌مدت ادامه داشته باشد.


داج قیمت و مشخصات این خانواده برای مدل سال 2020 را اعلام کرده و دو موضوع مهم هم به چشم می‌خورد. هم‌اکنون پکیج‌های بدنه‌ی پهن برای مدل‌های چارجر SRT هلکت عرضه شده و همین پکیج در دسترس خریداران مدل گرامی داشت 50 سالگی دیتونا نیز می‌باشد.


خودروی 707 اسب بخاری چارجر SRT هلکت پهن‌پیکر قیمت پایه‌ی 69645 دلاری داشته درحالی‌که نسخه‌ی سفارشی دیتونا با قدرت 717 اسب بخار 74140 دلار قیمت خورده است؛ اما مدل چارجر اسکات پک پهن‌پیکر که قدرت 485 اسبی دارد ارزان‌تر بوده و قیمت پایه‌ی آن 45995 دلار اعلام شده است. اگرچه چارجر اسکات پک را می‌توان بدون پکیج کیت بدنه پهن و با قیمت 39995 دلاری خریداری کرد اما مدل SRT هلکت تنها با این کیت بدنه برای مدل سال 2020 عرضه می‌شود.


این هیولا دارای نیروگاه 8 سیلندر 6.2 لیتری سوپرشارژردار همی با خروجی 707 اسبی و گشتاور 881 نیوتون متری بوده و همچنان قوی‌ترین و سریع‌ترین سدان تولید انبوه دنیاست به‌گونه‌ای که شتاب صفر تا 96 کیلومتر در ساعت آن برابر با 3.6 ثانیه بوده و می‌تواند مسافت 400 متر را در 10.96 ثانیه طی کند و به حداکثر سرعت 315 کیلومتر در ساعت هم برسد.


جدای از کیت بدنه‌ی پهن و دیگر تغییرات ظاهری جزئی، این مدل پرچم‌دار دارای رینگ‌های 20 اینچی جدید و لاستیک‌های پهن‌تر و چسبنده‌تر پیرلی می‌باشد. تنظیمات جدید سیستم تعلیق، نصب دامپرهای تطبیقی بیلشتین و فرمان برقی از دیگر ویژگی‌های SRT هلکت می‌باشند.


اما نیروبخش مدل چارجر اسکات پک پهن‌پیکر پیشرانه‌ی 8 سیلندر 6.4 لیتری تنفس طبیعی است که شتاب 4.3 ثانیه‌ای را ایجاد کرده و باعث می‌شود مسافت 400 متر در 12.4 ثانیه طی شود. این خودرو نیز دارای سیستم تعلیق سفت تر است.

چارجر 2020 تقریباً با هر بودجه‌ای سازگار بوده و مدل R/T مجهز به پیشرانه‌ی 8 سیلندر قیمت 36395 دلاری دارد. همچنین مدل SXT AWD را می‌توان با قیمت 33595 دلار خریداری کرد درحالی‌که قیمت مدل‌های 6 سیلندر GT RWD و SXT RWD به ترتیب 31895 و 29895 دلار اعلام شده است.